تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة با ترجمه فارسى روان ( فارسى ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
چه شده شما را عبادت كنندگانى بى صلاح و تجّارى بى سود ، بيدارانى در خواب ، حاضرانى غائب ، نگاه‌كنندگانى نابينا ! ، شنوندگانى كر ! و سخن گويانى گنگ مشاهده مىكنم ؟ ! پرچم گمراهى در جايگاه خود نصب گرديده و گروههاى طرفدار آن در همه جا پراكنده شده‌اند ، آنها شما را با پيمانه هاى گمراهى پيمانه مىكنند و بادست خويش شاخ و برگ شما را فرو مىريزند ؟ رهبر اين گروه از ملّت اسلام خارج و بر پايهء ضلالت و گمراهى ايستاده است . آن‌گاه كه بر شما چيره شوند ، جز تعداد كمى از شما همچون ته ماندهء ديگ ، باقى نخواهد ماند و يا همانند بقايايى كه از خوردن غذا در اطراف ظرف چسبيده است . همچون پوستهاى چرمى شمارا به هم پيچيده و تحت فشار قرار مىدهند و همچون خرمن شما را مىكوبند ! ، همچون پرنده‌اى كه دانه هاى درشت را از لاغر جدا مىكند ، اين گمراهان ، مؤمنان را از بين شما جدا مى سازند ( و نابود مىكنند ) . آخر اين روشهاى گمراه كننده شما رابه كجا مىكشد ؟ ، تاريكى ها و ظلمتها تا كى شما را متحيّر مىسازد ؟ ، دروغپردازيها تا كى شما را مىفريبد ؟ ، از كجا در شما نفوذ مىكنند و چگونه شما را اغفال مىنمايند ؟ براى هر سرآمدى نوشته‌اى است و براى هر غيبتى بازگشتى ؛ به سخن مرد خدا و ربّانى خويش گوش فرادهيد ! دلهاى خود را در پيشگاه او حاضر سازيد و هنگامى كه ( به خاطر احساس خطر ) فرياد مىكشد بيدار شويد ! فرماندهء شما صادقانه سخن مىگويد ، افكار خود را جمع و محتويّات ذهن خويش را ( براى نجات شما آماده ساخته است ) حقايق را براى شما به خوبى شكافته ، همانند مهره هايى كه براى شناسايى درونشان ، آنها را مى شكافند و حقيقت را از باطل همچون شيرهء درختى كه از بدنهء آن جدا مىكنند براى شما جدا ساخته است . در اين هنگام است كه باطل موضع گرفته و جهالت بر مركبهاى خويش سوار گرديده ، طاغوت عظمت يافته و داعيان حق به كمى گراييده‌اند ، روزگار بسان درندهء خطرناكى حمله ور شده و پس از مدّتها سكوت ، باطل ناله سرداده ، مردم در شكستن قوانين خدا دست به دست هم داده‌اند و در فاصله گرفتن از دين متّحد شده‌اند ، براى دروغ گفتن پيمان دوستى بسته ، در راستى دشمنى ورزيده‌اند ، در آن هنگام فرزندان به جاى دوستى با پدران دشمنى مىكنند و باران گرمى مىافزايد ؛ لئيمان همه جا را پر مىكنند و نيكان بزرگوار كمياب مى شوند ، مردم آن زمان همچون گرگان و رؤساى آنها درندگان ، طبقهء متوسّط ، طعمه و مستمندان مردگان خواهند بود ؛ راستى از بين آنان رخت برمى بندد و دروغ فراوان مىشود ؛ با زبان اظهار دوستى مىكنند و با دل دشمنى ؛ مردم به گناه افتخار مىكنند و از پاكدامنى در شگفتى فرو مىروند و اسلام را همچون پوستينى وارونه مىپوشند ! .
نهج البلاغة با ترجمه فارسى روان ( فارسى ) — صفحة 231 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي / خطب الإمام علي ( ع )