تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة با ترجمه فارسى روان ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
همانند كمان سخت و محكمى كه نه كسى قدرت صاف كردن آن را دارد و نه خودش قابليّت صاف شدن را ! اى كسانى كه بدنهايتان حاضر است و عقلهاى شما پنهان ، و خواسته هايتان متفاوت ، و اى كسانى كه زمامدارانتان به شما مبتلا شده‌اند ، رهبر شما خداى را اطاعت مىكند و شما با او مخالفت مىورزيد ؛ امّا زمامدار اهل شام خدا را معصيت مىكند و آنها وى را اطاعت مىنمايند . به خدا سوگند ! دوست دارم معاويه شما را با نفرات خود مبادله كند ، همچون مبادله‌كردن دينار به درهم ، ده نفر از شما را بگيرد و يك نفر از آنها را به من بدهد ! اى اهل كوفه ! من به سه چيز كه ( در شما هست ) و دو چيز كه ( در شما نيست ) مبتلا شده‌ام ، گوش داريد امّا كريد ، سخن مىگوييد امّا گنگيد ، چشم داريد امّا كوريد ! ، نه هنگام نبرد آزاد مردان صادقيد ، و نه به هنگام آزمايش برادران قابل اعتماد ، دستتان خاك آلوده باد ! اى مردم شما به شتران بى ساربانى مىمانيد كه هرگاه از يك سو جمعشان كنند ، از طرف ديگر پراكنده مىگردند . به خدا سوگند ! شما را چنين مىبينم كه اگر جنگ سخت درگير شود و آتش آن زبانه كشد ، از گرد فرزند ابوطالب جدا مىشويد همانند جدا شدن زن ( هنگام زاييدن ) از بچهء خويش . من نشانه و دليل روشن ( بر حقّانيّت خود ) از پروردگارم دارم و بر طريق آشكار پيامبر صلى الله عليه و آله راه مىروم ، من در راهى روشن قرار دارم و با آگاهى در آن گام برمىدارم .

ياران و خاندان رسول خدا صلى الله عليه و آله

به اهل بيت پيامبر بنگريد ؛ از آن سمت كه آنها گام برمىدارند منحرف نشويد و قدم به جاى قدمشان بگذاريد ، آنها هرگز شما را از جادهء هدايت بيرون نمىبرند و به پستى و هلاكت باز نمىگردانند ، اگر سكوت كردند سكوت كنيد و اگر قيام كردند قيام كنيد ، از آنها پيشى نگيريد كه گمراه مىشويد ، از آنان عقب نمانيد كه هلاك مىگرديد . من اصحاب محمد صلى الله عليه و آله را ديده‌ام ، امّا هيچ كدام از شما را مانند آنان نمىبينم ، آنها ( در تنگناى مشكلات صدر اسلام ) موهايى پراكنده و چهره‌هايى غبار آلوده داشتند ؛ شب تا به صبح در حال سجده و قيام به عبادت بودند ، گاه پيشانى و گاه گونه ها را در پيشگاه خدا به خاك مىگذاردند ، از وحشت رستاخيز همچون شعله‌هاى آتش ، لرزان بودند . پيشانى آنها از سجده‌هاى طولانى پينه بسته بود ، و هنگامى كه نام خدا برده مىشد ، آنچنان چشمشان اشكبار مىشد كه گريبان آنها تر مىگرديد ، و همچون بيد كه از شدّت تند باد به خود مىلرزد ، مىلرزيدند ( اينها همه ) از ترس مسئوليّت و اميد به پاداش الهى بود .
نهج البلاغة با ترجمه فارسى روان ( فارسى ) — صفحة 207 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي / خطب الإمام علي ( ع )