در اين بخش از خطبه قسمتى از فضايل نبى اكرم صلى الله عليه و آله را يادآورى مىكند
قرارگاه او بهترين قرارگاه ، و محلّ پرورشش شريفترين محلها بود ، در معدن بزرگوارى و گاهوارهء سلامت رشد كرد ، دلهاى نيكوكاران شيفتهء او گشته ، توجّه چشمها به سوى اوست .
به بركت وجودش ، خداوند كينه ها را دفن كرد و آتش دشمنيها را با او خاموش ساخت ، به واسطهء وجود او در ميان دلها الفت افكند و افراد دور افتاده را در سايهء آيينش برادر گرداند و نزديكانى را ( كه در ايمان به او هماهنگ نبودند ) از هم دور ساخت ، ذليلان محروم در پرتو او عزّت يافتند ، و عزيزان خودخواه به وسيلهء او ذليل شدند ، كلامش بيان ، و سكوتش زبان بود !
خطبهء 97
كه پيرامون ياران خود و ياران پيامبر صلى الله عليه و آله ايراد فرموده است
ياران على عليه السلام
( چنين نيست كه ) اگر خداوند ، ستمگر را ( چند روزى ) مهلت دهد فرصت از دستش برود ، او بر سر راه ، در كمينگاه ستمگران است ، و گلوى آنها را در دست دارد كه هر زمان بخواهد حتّى نگذارد آب دهان فرو برند !
آگاه باشيد ، سوگند به خدايى كه جانم در دست قدرت اوست كه اينها ( معاويه و اطرافيانش ) سرانجام بر شما پيروز مىشوند ؛ امّا نه اينكه آنها در حق از شما پيشى دارند ، بلكه براى آنكه آنها در راه باطلى كه زمامدارشان مىرود ، سريع و كوشايند در حالى كه شما در برابر حقّ من كند و سست هستيد .
ملّتهاى جهان همواره از ظلم زمامدارانشان در وحشتند در حالى كه من از ظلم پيروانم مىترسم ، شما را براى جهاد با دشمن برانگيختم امّا نرفتيد ، به گوش شما خواندم امّا نشنيديد ، در آشكار و نهان از شما دعوت كردم اجابت ننموديد ، اندرزتان دادم قبول نكرديد .
مگر شما حاضران ، غايبيد ، ( كه سخنانم را نمىشنويد ) و يا بردگانيد در قيافهء مالكان ، فرمان خدا را بر شما مىخوانم از آن فرار مىكنيد . . .
و به اندرزهاى رسا ، شما را موعظه مىكنم به پراكندگى مىگراييد ، به مبارزهء با سركشان ترغيبتان مىكنم هنوز سخنانم به آخر نرسيده مىبينم همچون ( قوم سبا ) پراكنده مىشويد و به جلسات خود باز مىگرديد و در لباس اندرز يكديگر را فريب مىدهيد تا اثر موعظهء مرا از بين ببريد .
صبحگاهان شما را مستقيم مىسازم و شامگاهان به همان حالت كجى نخست باز مىگرديد !