تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة با ترجمه فارسى روان ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
و بعد از آن همه حركت ، ساكن شد ، و پس از آن همه جست و خيز متكبّرانه ، به جاى خويش ايستاد . هنگامى كه هيجان آب در اطراف زمين فرونشست ، و كوههاى سخت و مرتفع را بر دوش خود حمل نموده ، چشمه‌هاى آب را از بينى كوهها جارى ساخت ( و آب ) آنها را در پهندشت و گودالها و رودخانه‌ها جارى نمود ، حركات زمين را با صخره‌هاى عظيم و قلّهء كوههاى بلند و محكم تعديل كرد و زمين به خاطر نفوذ كوهها در سطح آن ، و فرو رفتن ريشه‌هاى آن در بينى آن ، و سوار شدن برگردن دشتها و صحراها و اعماق آن از لرزش و اضطراب باز ايستاد . * * * بين زمين و جوّ فاصله افكند ، و نسيم هوا را براى ساكنان آن آماده ساخت ، تمام نيازمنديها و وسايل زندگى را براى اهل زمين استخراج كرد . سپس هيچ كدام از بلنديهاى زمين را كه آب چشمه‌ها به آن نمىرسد و جدولهاى نهرها به آن راه ندارد ، به حال خود وانگذاشت ، بلكه ابرهايى را آفريد تا قسمتهاى مردهء آن را احيا سازند ، و گياهان آن را برويانند . قطعه‌هاى درخشنده و پراكندهء ابرها را به هم پيوست ، تا سخت به حركت درآمده ، مهيّاى باريدن گرديد . . . و برق در اطرافش درخشيدن گرفت ، ولى از درخشندگى ابرهاى سفيد كوه پيكر و متراكمش كاسته نشد ؛ آنها را پى در پى فرستاد آنچنان كه زمين را احاطه كردند و بادها شير آن را از پستانش دوشيدند ؛ و به شدّت به زمين فرو ريختند ، ابرها سينه بر زمين ساييدند و آنچه بر دوش داشتند پاشيدند ، و به وسيلهء آن در بخشهاى بى گياه زمين گياهانى رويانيد و در دامن كوهها سبزه‌ها بوجود آورد . پس زمين به وسيلهء باغهاى زيباى خود غرق نشاط و شادى شده ( همگان را به سرور و شادى دعوت مىكند ) و با لباس نازك گلبرگها كه بر خود پوشيده در شگفتى فرو مىبرد ، و از زينت و زيورى كه از گلوبند گلهاى گوناگون يافته بيننده را به وجد مىآورد ، و فرآورده‌هاى نباتى را توشه و غذاى انسانها ، و روزى حيوانات قرار داد . در گوشه و كنار آن درّه‌هاى عميق آفريد ، و راهها و نشانه‌ها براى آنان كه بخواهند در جاده‌هاى وسيعش قدم بر دارند ، تعيين كرد .

انتخاب آدم

هنگامى كه زمين را آمادهء سكونت نمود ، و فرمان خويش را جارى ساخت ، آدم عليه السلام را از ميان مخلوقاتش برگزيد ، و او را نخستين و برترين مخلوق خويش قرار داد ؛ وى را در بهشت خود جاى داد ، و خوراكيهاى گوارا در اختيارش نهاد ، و از آنچه ممنوعش كرده بود وى را بيم داد ، آگاهش ساخت كه اقدام بر آن ، نافرمانى خواهد بود ، و منزلت و مقام او را به خطر مىافكند . ولى آدم مرتكب آنچه نهى شده بود گرديد ، و علم خداوند در مورد او به وقوع پيوست .