تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة با ترجمه فارسى روان ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
پس از توبه ، او را از بهشت به زمين فرستاد ، تا با نسل خود زمين را آباد سازد ، و بدين‌وسيله حجّت را بر بندگانش اقامه كند و پس از مرگ آدم زمين را از حجّت خالى نگذاشت و ميان فرزندان آدم و شناسايى خود ، پيوندى برقرار كرد ، قرن به قرن حجّتها و دليلها را بر زبان پيامبران برگزيده و حاملان رسالت خويش ، براى آنها اقامه نمود تا اين‌كه به وسيلهء پيامبر ما محمد صلى الله عليه و آله حجّتش تمام گرديد . . . و بيان احكام و انذار و بشارت و بيم او به سرمنزل آخر رسيد . روزيها را مقدّر و اندازه‌گيرى كرد : گاهى كم و گاهى زياد ، و به تنگى و وسعت ، به طور عادلانه ، تقسيم فرمود ، تا هر كه را بخواهد ، به وسعت روزى و يا تنگى آن بيازمايد و با آن « شكر » و « صبر » غنى و فقير را مورد آزمايش قرار دهد . سپس روزى وسيع را با فقر و بيچارگى درآميخت ، و تندرستى را با حوادث دردناك توأم نمود ؛ دوران شادى و سرور را با غصّه و اندوه مقرون ساخت ، سرآمد زندگى را آفريد و آن را گاهى طولانى و گاهى كوتاه قرار داد ، آن را مقدّم و يا مؤخرّ داشت ، و براى مرگ اسبابى فراهم ساخت ، و با مرگ رشته‌هاى زندگى را درهم پيچيد ، و پيوندهاى مختلف را از هم گسست ( و همهء اينها اسباب و عواملى است براى آزمون انسانها ) .

از درونها آگاه است

خداوند از اسرار پنهانى مردم آگاه است ، و هم از نجواى آنان كه آهسته سخن مىگويند و از آنچه در افكار به واسطهء گمان خطور مىكند ، و از تصميمهايى كه با يقين مىپيوندد ، و از شعاعهاى خيانت‌آميز چشم كه از لابه‌لاى پلكها خارج مىگردد ! و از آنچه در مخفيگاههاى دلها قرار دارد ، و از همانها كه در پشت پرده‌هاى ظلمانى غيب پنهان است ، و از آنچه پرده هاى گوش مخفيانه مىشنود ، و از اندرون لانه هاى تابستانى مورچگان و خانه هاى زمستانى حشرات . از آهنگ اندوهبار زنان غمديده و صداى آهستهء قدمها . و از جايگاه پرورش ميوه در درون پرده هاى شكوفه ها ، و از مخفيگاه غارهاى حيوانات وحشى در دل كوهها و اعماق درّه‌ها ، از نهانگاه پشه ها بين ساقه ها و پوست درختان ، و از محلّ پيوستگى برگها به شاخه‌ها ، و از آن‌جا كه نطفه‌ها از اصلاب حركت كرده و در درون رحمها به هم مىآميزند . از آنچه پردهء ابر را به وجود مىآورد و به هم مىپيوندد ، و از ريزش قطرات باران كه ابرهاى متراكم مىبارند و از آنچه گردبادها با دامن خويش از روى زمين بر مىدارند ، و بارانها با سيلاب خود آن را فرو مىنشانند و محو مىكنند . از فرو رفتن جانوران زمين كه در ميان تلهاى شن و ماسه پنهان شده است . از لانه‌هاى پرندگانى كه در قلّهء بلند كوهها قرار دارند ، و از نغمه هاى مرغان در آشيانه هاى تاريك ، و از لؤلؤهايى كه در دل صدفها پنهان است و امواج درياها آنها را در دامن خويش پرورش داده‌اند . از آنچه تاريكى شب آن را فرا گرفته ، و يا خورشيد به آن نور افشانده است ، و آنچه ظلمتها و امواج نور پى در پى آن را در بر مىگيرند .