تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة با ترجمه فارسى روان ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
و هيچ كدام از آنها از راه رضاى حق منحرف نمىشوند . آنها را از يارى خويش بهره‌مند ساخته ، و قلبشان را با تواضع و خشوع و سكينه و وقار آگاه نموده است ، راههاى آسانى براى عبادت خويش به روى آنها گشوده است ، چراغهاى روشنى براى نشانه هاى توحيدش نصب نموده ، و سنگينيهاى گناهان ( مردم ) هرگز آنان را در كار خود دلسرد نكرد ، رفت و آمد شب و روز آنان را به سوى مرگ كوچ نداده ، تيرهاى شكّ و ترديد در ايمان پرعزم آنان خللى ايجاد نكرده ، و گمانها بر پايگاه يقين آنها راه نيافته‌اند و آتش كينه بين آنها افروخته نشده است ، حيرت و سرگردانى ( در فهم و كنه او ) آنان را از آن مقدار ايمان كه در دل دارند و آنچه از عظمت و هيبت و جلالش در درون نهفته‌اند ، جدا نساخته است ؛ وسوسه‌ها در آنها راه نيافته تا شك و ترديد بر آنها مسلّط شود . . . گروهى از آنان در آفرينش ابرهاى پرآب و در آفرينش كوههاى عظيم و مرتفع ، و خلقت ظلمت و تاريكى دست در كارند . * * * و گروهى ديگر قدمهايشان تا قعر زمين پايين رفته و همچون پرچمهاى سفيدى دل هوا را شكافته و در زير آن بادهايى است كه به نرمى حركت مىكند ، و در حدود معيّنى نگاهش مىدارد . اشتغال به عبادت او آنان را از كار باز داشته ، و حقيقت ايمان ، ميان آنها و معرفت حق ارتباط ايجاد كرده ، يقين به حق آنها را مشتاق وى گردانيده و علاقه‌اى به غير از آنچه نزد پروردگار است ندارند . شيرينى معرفتش را چشيده ، و از جام محبّتش سيراب شده‌اند . ترس و خوف او در اعماق جانشان راه يافته ، از كثرت اطاعت و عبادت قامتشان خم شده ، و رغبت فراوان به او تضرّع آنها را از بين نبرده است . مقام برجستهء آنان طوق خشوع را از گردنشان بيرون نياورده ، عُجب آنها را فرا نگرفته كه اعمال گذشتهء خود را بشمارند و خضوع و خشوع در برابر ذات با عظمتش سهمى براى بزرگ شمردن خود باقى نگذارده است . گذشت زمان آنان را از انجام وظيفه خسته نكرده ، و از رغبتشان نكاسته است تا از اميد به درگاه پروردگار خود عدول كنند . مناجاتهاى طولانى ، زبان آنان را كند نكرده ، و اشتغال به غير خدا آنها را تحت تسلّط خود نياورده تا نداى بلند آنان را به تضرّع و خشوع كوتاه سازد . در مقام عبادت ، دوش به دوش هم ايستاده‌اند ، راحت‌طلبى آنها را به تقصير در دستوراتش وانداشته ،