تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة با ترجمه فارسى روان ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
و با اوهام و خيالات خود لباس صفات مخلوقين را به تو پوشاندند . يا همچون اجسام در عالم پندار خويش تو را تجزيه كردند ، و هر يك با سليقهء شخصى خود به مخلوقاتى كه قواى گوناگون دارد مقايسه‌ات كردند . گواهى مىدهم آنان كه تو را با چيزى از مخلوق مساوى شمردند ، از تو روى برتافته‌اند و آن كس كه از تو روى بر تابد به گفتهء آيات محكمات و شهادت دلايل روشنت كافر است . . . تو همان خداى نامحدودى هستى كه در مسير وزش افكار در كيفيّت خاصّى قرار نگيرى تا به تصرّف آنها آيى و محدود شوى . قسمت ديگرى از اين خطبه : آنچه را آفريد به درستى اندازه‌گيرى نمود ، و به خوبى تدبير كرد و در مسير خويش قرار داد ، نه از حدّ و منزلت آن تجاوز كرد و نه قبل از رسيدن به هدف كوتاهى نمود . و آنها نيز در برابر فرمان او سرپيچى نكردند ، چگونه ممكن است سرپيچى كنند در حالى كه همه از ارادهء او سرچشمه مىگيرند . موجودات مختلف را بدون احتياج به تفكّر و انديشه و بدون غريزه‌اى كه در درون پنهان داشته باشد ، ايجاد كرد ، او بدون تجربه از پيش آمدهاى گذشته ، و بدون شريكى كه در ايجاد امور شگفت‌انگيز ياريش كند ، موجودات را آفريد . با فرمانش خلقت آنها را كامل كرد ؛ سر بر فرمان او نهادند و دعوتش را اجابت كردند و در برابرش سستى نكردند ، آفريده‌اى نبوده كه در اطاعت امرش سستى و درنگ نمايد . موجودات را بدون هيچ گونه كژى بر پا داشت ، و راه و رسمى كه بايد بپيمايند معيّن ساخت ، با قدرتش بين اشياى متضاد الفت ايجاد نمود ، و وسايل ارتباط آنان را فراهم ساخت ، موجودات را به اجناس مختلفى از نظر حدود ، اندازه ، غرايز و اشكال و هيئت ها تقسيم نمود ، مخلوقات را آفريد ، و در آفرينش آنها حكمت به خرج داد ، و آنها را آن سان كه مىخواست ابداع نمود . قسمتى ديگر در توصيف آسمان است پستى و بلندى و فاصله‌هاى وسيع ( آسمانها ) را بدون اين‌كه به چيزى تكيه داشته باشند نظام بخشيد ، و فاصله ها و شكافهاى آن را به هم پيوند داد . . . آسمانها را با پيوندهاى خاصى به يكديگر مربوط ساخت ، و مشكل بالا و پايين رفتن فرشتگان را براى بردن اعمال مخلوقات آسان نمود . و در حالى كه به صورت دود و بخار بود به آن فرمان داد ، پس رابطه هاى آنها را برقرار ساخت ( و با نيروى جاذبه هر كدام يكديگر را جذب كردند ) سپس آسمانها را از هم جدا نمود ( و با نيروى گريز از مركز ) بين آنها فاصله انداخت ،