تنها بهرهء هر كدام شما از زمين به اندازهء طول و عرض قامت اوست ؛ در حالى كه گونه ها بر خاك ساييده مىشود .
هم اكنون اى بندگان خدا ! تا ريسمانهاى مرگ برگلوى شما نيفتاده ، و روح شما براى به دست آوردن كمالات آزاد است و جسدها راحت ، و در وضعى قرار داريد كه مىتوانيد با كمك يكديگر مشكلات را حل كنيد و هنوز مهلتى داريد ، و جاى تصميم و توبه و بازگشت از گناه باقى مانده ( از فرصت استفاده كنيد ) پيش از آنكه در شدّت تنگناى وحشت و ترس و اضمحلال و نابودى قرار گيريد ، و پيش از آنكه مرگى كه در انتظارتان است شما را فرا گيرد و دست قدرت تواناى عزيز مقتدر شما را اخذ كند ( آرى پيش از همهء اينها فرصت را غنيمت شماريد ) .
شريف رضى رحمه الله مىگويد : در خبر است هنگامى كه امام عليه السلام اين خطبه را ايراد فرموده ، بدنها به لرزه ، اشكها سرازير ، و دلها ترسان شد ، و جمعى از مردم اين خطبه را « غرّاء » ناميدهاند .
خطبهء 84
كه در آن سخنى از عمروعاص آلوده و ستمگر به ميان آمده
شگفتا ! پسر آن زن بدنام در ميان مردم شام نشر مىدهد كه من اهل مزاح هستم ؛ مردى شوخ طبع ، كه مردم را سرگرم شوخى مىكند . حرفى باطل گفته و سخنى به گناه انتشار داده است .
آگاه باشيد ! بدترين گفتار ، دروغ است ، او سخن مىگويد و دروغ مىگويد ، وعده مىدهد و تخلّف مىنمايد ، اگر از او چيزى درخواست شود ، بخل مىكند ، امّا خود سؤال مىكند و اصرار مىورزد ، به پيمان خيانت مىكند ، و پيوند خويشاوندى را قطع مىكند ، به هنگام نبرد سر و صدا راه مىاندازد و تهييج و تحريص مىنمايد ( امّا اين سر و صدا ) تا هنگامى است كه دست به شمشيرها نرفته ، در اين هنگام براى رهايى جانش بهترين و بزرگترين نقشهاش آن است كه جامهاش را بالا زند و عورت خود را آشكار سازد ( تا از كشتن او چشم پوشى شود ) !
آگاه باشيد ، به خدا سوگند ، ياد مرگ مرا از شوخى و سرگرمى باز مىدارد ، ولى او را فراموشى آخرت از گفتن سخن حق بازداشته است . او حاضر نشد با معاويه بيعت كند جز اينكه از او مزدى به دست آورد ، و در برابر از دست دادن دينش بهاى اندكى بگيرد .