تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة با ترجمه فارسى روان ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
اى بندگان خدا ! از خدا بترسيد همچون ترس صاحب عقلى كه فكر ، قلبش را مشغول ساخته ، و ترس ، بدنش را خسته كرده ، شب زنده‌دارى هم خواب او را از چشمش ربوده ، اميد به رحمت خدا او را به تشنگى روزهء روزهاى گرم واداشته ، زهد در دنيا خواهشهاى نفس را از او گرفته ، به سرعت زبانش به ذكر خدا مىگردد ، براى ايمنى در قيامت ترس از مسئوليّت را پيش فرستاده ، از راههاى ديگر جز راه حق چشم پوشيده ؛ در بهترين و راست‌ترين راهى سير مىكند كه آن راه مطلوب خدا است . . . فريب آنچه انسان را مغرور مىكند و از راه منصرف مىسازد ، نخورده ، امور مشتبه بر او مخفى نگشته ، مژدهء بهشت و زندگى كردن در آسايش و نعمت در بهترين جايگاه و ايمن‌ترين روزها او را خشنود ساخته است . از گذرگاه زودگذر دنيا با پسنديده‌ترين طرز گذشته ، توشهء سعادت آخرت را پيش فرستاده ، و از ترس آن روز به عمل صالح مبادرت ورزيده ، ايّام زندگى با سرعت مشغول بندگى بوده ، در طلب خشنودى پروردگار رغبت و ميل كامل داشته ، از آنچه بايد فرار كند بر كنار بوده ، امروز رعايت فرداى خويش را نموده ، آيندهء خويش را ديده است . بهشت برين شايسته‌ترين پاداش نيكوكاران ، و دوزخ مناسب‌ترين كيفر بدكاران است ، خدا براى انتقام گرفتن و يارى كردن كافى است ، و قرآن براى بازخواست كردن و داورى خواستن كفايت مىنمايد .

توصيه به تقوا

توصيه مىكنم شما را به تقوا و پرهيز از خدايى كه با انذار خود ، راه عذر را بر شما مسدود ساخته ، و با دليل روشن حجّت را تمام كرده ، و شما را بر حذر داشته از دشمنى كه مخفيانه در سينه هاى شما راه مىيابد و آهسته در گوشها مىدمد ، گمراه و پست و هلاك مىسازد ، نويد مىدهد و انسان را به خواهش وا مىدارد ، گناهان و جرايم زشت را نيكو جلوه مىدهد ، و گناهان بزرگ را سبك مىشمرد و بتدريج پيروان خود را فريب داده و در سعادت را به روى گروگان خود مىبندد ( در سراى آخرت ) آنچه را كه آراسته ، انكار مىكند ، و آنچه آسان جلوه داده بزرگ مىشمارد ، و از آنچه آنها را ايمن كرده سخت مىترساند . قسمتى از اين خطبه كه در بارهء چگونگى آفرينش انسان است مگر اين همان نطفه و خون نيم بند نيست ، كه خداوند او را در تاريكيهاى رحم و غلافهاى تو در توى ( شكم مادر ) آفريد تا ( به صورت ) جنين درآمد ، سپس كودكى شيرخوار شد ، كم كم بزرگتر گرديد تا نوجوانى ( خوش منظر ) گرديد ، و به او فكرى حافظ و زبانى گويا