تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة با ترجمه فارسى روان ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
و هر عضوى را به نوبهء خود اعضايى داد كه در تركيب بندى ، و دوام ، متناسب و هماهنگ با يكديگرند ، با بدنهايى كه با ساختمان موزون خود قائم و برقرارند ، و با دلهايى كه آمادهء پذيرش مواهب او هستند ، از نعمتهاى او برخوردار بوده ، و موجبات امتنان وى آشكار است ، با وسايلى كه تندرستى شما را حفظ مىكند . عمرهايى برايتان مقدّر فرموده ولى مقدار آن از شما پنهان است ، و از آثار گذشتگان برايتان عبرتها ذخيره كرده ، لذّتهايى كه از دنيا بردند ؛ و موهبتهايى كه قبل از گلوگير شدن به مرگ از آن بهره‌مند مىگرديدند . سرانجام دست نيرومند مرگ گريبان آنها را گرفت ، و بين آنها و آمالشان جدايى افكند ، و با فرارسيدن اجل به سرعت آنها را از آرزوها بريد ، آنها به هنگام تندرستى چيزى براى خود نيندوختند و در نخستين زمان زندگى عبرت نگرفتند ، آيا كسى كه جوان شاداب است ، جز پيرى انتظار دارد ؟ و افرادى كه برخوردار از نعمت تندرستى هستند ، جز حوادث بيمارى را چشم به راه مىباشند ؟ و آيا كسى كه باقى است ، جز فنا را منتظر است ؟ با اين‌كه هنگام فراق و جدايى و لرزهء اضطراب و ناراحتى مصيبت نزديك شده ، و هنگام فرو بردن آب دهان بر اثر غم و اندوه . . . و چشم گرداندن به اطراف براى كمك خواهى و يارى جستن از فرزندان و بستگانِ عزيز و همقطاران فرا رسيده . آيا آنها مىتوانند مرگ را از او دفع كنند ؟ و يا ناله هاى آنان و فريادشان براى او سودى دارد ؟ ( نه ) او به سرزمين مردگان سپرده مىشود ، و در تنگناى قبر تنها مىماند ، حيوانات پوستش را از هم مىشكافند ، و سختيهاى گور او را مىپوساند ، و از پاى در مىآورد ، تندبادهاى سخت آثار او را نابود مىكند ، و گذشت شب و روز نشانه‌هاى او را از ميان مىبرد ؛ اجساد ، پس از طراوت و تازگى تغيير مىپذيرند ، و استخوانها بعد از توانايى پوسيده مىگردند ، ارواح ، گروگان مسئوليّت اعمال خويشند ، و در آن‌جا به اسرار نهانى يقين حاصل مىكنند ، نه بر اعمال صالحشان چيزى افزوده مىشود ، و نه از اعمال زشتشان مىتوانند توبه كنند . آيا شما فرزندان و پدران و برادران و بستگان همان مردم نيستيد كه گام جاى گام آنها نهاديد ؟ ! و در همان جادّه‌اى قدم مىنهيد كه آنها نهادند ، و روش آنان را دنبال مىكنيد ؟ دل‌ها از بهره گرفتن سخت شده ، و از رشد معنوى باز مانده ، و در غير طريق حق راه‌پيمايى مىكنند ، گويا آنها مقصود نيستند و گويا آنها نجات و رستگارى را در تحصيل دنيا مىدانند .

عبور بر صراط

آگاه باشيد ، عبور شما از صراط خواهد بود ، گذرگاهى كه عبور از آن خطرناك است ، معبرى كه قدمها در آن لرزان مىشود و بارها مىلغزد .