خطبهء 75
هنگامى كه به وى خبر رسيد بنىاميّه او را متّهم به شركت در قتل عثمان كردهاند
مگر آگاهى بنىاميّه از صفات و روحيّات من ، آنان را از عيبجويى من باز نداشته است ؟ مگر هنوز سابقهء من در اسلام ، آن جاهلان را از تهمت بر من بر كنار نساخته است ؟
پند و اندرزهاى خداوند از گفتار من رساتر است ، من با « مارقين » ( آنان كه از دين خارج مىشوند ) محاجّه مىكنم و دشمن آشتىناپذير كسانى هستم كه پيمان الهى را مىشكنند و در حقايق اسلام ترديد مىكنند .
متشابهات ( و آنچه مبهم است ) بايد در پرتو ( محكمات ) كتاب خدا روشن گردد ، و بندگان به آنچه در دل دارند پاداش داده مىشوند .
خطبهء 76
كه پيرامون تشويق به اعمال شايسته ايراد فرموده است
خدا رحمت كند آن كس كه چون سخن حكيمانهاى را بشنود خوب فرا گيرد ، و چون به هدايت ارشاد گردد نزديك شود و بپذيرد ، دست به دامن هادى و رهبرى زند و نجات يابد ، از مراقبت پروردگارش لحظهاى غفلت نورزد ، و همواره از گناهان خود بترسد ، خالصانه گام پيش نهد و عمل نيك انجام دهد ، ذخيرهاى براى آخرت تهيّه كند ، و از گناه بپرهيزد ، هميشه اغراض دنيايى را به دور اندازد ، و در عوض كالاى گرانبهاى آخرت را بدست آورد .
با خواسته هاى دلش بجنگد ، و آرزوهاى نابجايش را تكذيب كند . استقامت را مركب راهوار نجات خويش قرار دهد ، و تقوا را زاد و توشهء مرگش گرداند ، در راه روشن گام نهد و هرگز از جادّهء وسيع و آشكار حق فاصله نگيرد .
اين چند روز زندگى را مغتنم شمارد ؛ و پيش از آنكه مرگ فرا رسد ، خويش را آماده كند ، و از اعمال نيك ، توشهء آخرت برگيرد .