تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة با ترجمه فارسى روان ( فارسى ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩

خطبهء 73

هنگامى كه مروان بن حكم در جنگ جمل در بصره اسير شده بود و امام حسن و امام حسين عليهما السلام براى آزادى او نزد امام عليه السلام شفاعت كردند ، امام وى را آزاد ساخت . حسن و حسين عليهما السلام پرسيدند : آيا او با شما بيعت مىكند ؟ امام فرمود : مگر او پس از قتل عثمان با من بيعت نكرد ؟ نيازى به بيعت او ندارم ، دستش دست يهودى است ، اگر با دستش بيعت كند با پشت خود به شكستن پيمان ، اقدام مىكند ! آگاه باشيد او حكومت كوتاه مدّتى خواهد يافت ، همانند مقدار زمانى كه سگى بينى خود را با زبان پاك كند ! او پدر قوچهاى چهارگانه است ! و امّت اسلام از دست او و پسرانش روز خونينى خواهند داشت .

خطبهء 74

هنگامى كه مردم خواستند با عثمان بيعت كنند

از همه شايسته ترم امّا . . .

خوب مىدانيد كه من از همه كس به خلافت شايسته ترم ، و به خدا سوگند تا هنگامى كه اوضاع مسلمين روبراه باشد و در هم نريزد ، و به غير از من به ديگرى ستم نشود ، همچنان خاموش خواهم بود ، و اين كار را به خاطر آن انجام مىدهم كه اجر و پاداش برم ، و از زر و زيورهايى كه شما به سوى آن مىدويد پارسايى ورزيده باشم .