دارند و از آنها استفاده مىشود كه موسيقى و استعمال آلات آن مستقلاًّ و بدون هيچ چيز ديگر حرام است ، بلكه اگر يك صدا و آهنگ موزون موسيقى از غير آلات موسيقى بود آن نيز حرام است بدون تفاوت بين آنكه در مجلس و با حضور مغنّى باشد يا در حال تنهايى ، و شنيدن چنين صدايى نيز حرام است . گرچه ما در ادلهء حرمت موسيقى دليلى نداريم كه بگويد موسيقى مطلقاً حرام است ( ص 186 ) .
ضمناً به بحث از معنا و حكم لهو پرداخته و گويد : لهو داراى سه معناست : الف ) هر چه انسان را مشغول كند و از امورش بازدارد ؛ ب ) آنچه انسان را مشغول و اوقات فراغت او را پُر كند ؛ ج ) هر طرب يا هواى نفسى كه انسان را مشغول به خود بدارد . سپس گويد : از عقل و روايات چنين به دست مىآيد كه ملاك در حرمت لهو ، هر چيزى است كه مانع از ذكر خدا بوده و امر معاد و معاش مردم را مختل كند . ( ص 152 ) . پس از نقل ادله جواز موسيقى و نقد آنها نتيجه گرفته است كه هر موسيقى كه موجب معصيت خدا شود قطعاً حرام است ، چون مصداق واقعى لهو است ، اما آهنگها و مارشهاى نظامى كه به وسيله آلات موسيقى نواخته مىشود حرام نيست .
6 . فصل ششم كتاب بحث از تأثير زمان و مكان در تشريع احكام بوده و دوازده نمونهء آن را ذكر كرده است و نتيجه گرفته كه در استنباط احكام ظرف صدور روايات و احكام را بايد مورد توجه قرار داد .
مؤلف كتاب ديگرى در اين زمينه با عنوان الغناء دارد كه در همين فصل معرفى شده است .
احمد عابدى
غنا ، موسيقى ( عربي - فارسي ) — صفحة 2149
مساهمون: مركز تحقيق مدرسة ولي العصر ( عج )
ص٢١٤٩