ولى على رغم اين مجاهدتها و فداكاريها كه اين بزرگان براى نيل به هدف مذكور و پاشيدن بذر اتحاد در افكار عمومى مسلمانان به اميد اينكه روزى نهال برومندى گردد و همه از ثمرات لذت بخش آن بهرهمند شوند ؛ آرى على رغم اين همه رؤياهاى شيرين و طلايى ، تنها به سخن - همانطور كه عادت معمولى ماست - قناعت شد و هيچ قدم مثبت عملى و مفيدى برداشته نشد .
تنها به ظواهر پرداختيم و از حقايق دور مانديم ، از هر چيز به پوست آن راضى شديم و به مغز اهميّت نداديم ، به عكس نياكان ما ، همان مسلمانان فعال و پر جنبشى كه قبل از آنكه بگويند ، عمل نشان مىدادند و پيش از آنكه حرف بزنند ، تصميم مىگرفتند ؛ اينها صفات برجستهاى است كه ديگران از ما اقتباس نمودند و جلو افتادند و ما عقب مانديم در حالى كه پيشرو اين قافله همواره ما بوديم .
اين نتيجهء كار ما بود و مقتضاى قانون لايتغير آفرينش « سُنَّةَ اللَّهِ الَّتِى قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلُ وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا » ؛ اين سنّت الهى است كه در گذشته نيز بوده است ؛ و هرگز براى سنّت الهى تغيير و تبديلى نخواهى يافت » . « 1 »
* * * عيب بزرگ ما اينجاست كه تصور مىكنيم همين كه بگوييم : « مسلمانان جهان دست دوستى و اتحاد به يكديگر دادهاند » و دهان خود را با اين جمله پر كرده ، و صفحات مطبوعات را به آن سياه نماييم ، مطلب تمام است ؛ و با همين يك جمله ما متحد شديم و يك ملت زنده و سربلند به وجود آورديم كه مىتواند مقام شايستهء خود را در ميان ملتهاى جهان احراز كند ! اشتباه ما همين جاست . « 2 »
هامش
( 1 ) . سورهء فتح ، آيهء 23
( 2 ) . اشتباه بزرگترى كه اخيراً در ميان جمعى از مسلمانان و به خصوص عدّهاى از زمامداران كشورهاى اسلامى پيدا شده ، تكيه كردن روى مسألهء « نژاد عربى » و به اصطلاح « القومية العربية » است ، و در اين قضيه به قدرى افراط شده كه در پارهاى از موارد مسأله مذهب و آيين اسلام نه تنها تحت الشعاع واقع شده بلكه گاهى به كلى فراموش گرديده است ، و اين خطر بزرگى براى اسلام و مسلمين مىباشد .
شكى نيست كه نژاد عرب يك نژاد اصيل و پرافتخار است ولى هرگز نمىتوان اين افتخار را با افتخارى كه از ناحيه اسلام براى عرب و غير عرب يعنى براى عموم مسلمانان وجود دارد قابل مقايسه دانست . هنگامى كه اعراب به جاى شعار « اسلام » روى « قوميت عربيت » تكيه مىكنند اگر حمايت 85 يا يكصد ميليون عربهاى جهان را - با همهء اختلافاتى كه دارند - به سوى خود جلب مىكنند ، از حمايت 500 ميليون مسلمان ديگر جهان محروم مىمانند !
به عقيدهء ما تبديل « انترناسيوناليسم اسلامى » به « ناسيوناليسم عربى » يكى از بزرگترين اشتباهات و يك نوع ارتجاع و بازگشت به دوران جاهليت و پيش از اسلام است كه بايد هرچه زودتر اصلاح گردد .
درست است كه در اين اواخر مسأله « وحدت اسلامى » آميخته با يك سلسله مسائل سياسى شده ، ولى اين قبيل مسائل زود گذر سياسى كه گاهى به سرعت « آب شدن برف در تابستان » از بين مىرود ، نمىتواند جلوى يك واقعيت مهم را بگيرد و آن اينكه حلقهء اتصال 600 ميليون مسلمانان جهان قبل از هر چيز « مذهب » و « آيين پاك اسلام » است .
احياى تعصبات نژادى ، آن هم در دنيايى كه مىرود مسأله نژاد را به كلى دور اندازد ، كوتاه نظرى عجيبى است كه عواقب شوم آن دير يا زود روشن خواهد شد .
ما اميدواريم برادران مسلمان ما با واقع بينى بيشترى مسائل را بررسى كنند و موضوع نژاد كه يك موضوع كهنه و فرسوده و قرون وسطايى است و از يادگارهاى دوران جاهليت مىباشد را فراموش كرده و دست اتحاد مذهبى خود را به ساير برادران مسلمان در شرق و غرب جهان بدهند و در سايه اين اتحاد بزرگ ( با جلوگيرى از سوء استفاده هايى كه احياناً ازاين عنوان مقدس مىشود ) در راه مجد و عظمت ديرين خود بكوشند و به خاطر داشته باشند كه قرآن مجيد در سورهء آل عمران ، آيهء 144 مىگويد : « « أَفَإِيْن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ » ؛ آيا اگر او بميرد يا كشته شود ، شما به گذشته ( و دوران جاهليت ) باز مىگرديد ؟ ! »