« موقعى كه معجزهاى به سوى آنها بيايد مىگويند ما هرگز به تو ايمان نمىآوريم مگر اين كه نظير آنچه را كه به پيامبران دادهاند به ما نيز داده شود » .
از اين كه در اينجا دربارهء معجزه لفظ « آمدن » به كار برده و فرموده : هنگامى كه معجزهاى به سوى آنها بيايد ، مىتوان حدس زد كه منظور از آن غير قرآن است و اگر مقصد قرآن بود شايسته بود كه بگويد : « وقتى معجزهاى را براى آنها نازل كرديم » .
بنابراين به فرض اين كه دلالت آياتى را كه منكران معجزه با آن استدلال كردهاند ، بپذيريم ناچاريم آنها را به قرينه اين دسته از آيات بر خصوص زمان نزول آن آيات حمل كنيم ، و بگوييم منظور اين بوده كه تا زمان نزول آن آيات هنوز معجزهاى غير از قرآن از پيامبر صادر نشده بود ، اگر چه بعدا صادر گرديد .
و هرگز نمىتوان از آياتى كه منكران معجزه با آنها استدلال كردهاند ؛ نفى صدور معجزه به صورت عموم حتى نسبت به زمانهاى ديگر استفاده نمود .
* * * از مجموع بحثهاى اين فصل مطالب زير به دست آمد :
1 . آيههايى كه منكران وجود معجزه به آنها استدلال كردهاند هرگز دلالت ندارند كه از آن حضرت معجزهاى جز قرآن صادر نشده ، بلكه برخى از آيات صريحا دلالت دارند كه يك سلسله معجزات ديگر
مرزهاى اعجاز ( فارسى ) — صفحة 221
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٢٢١