اگر از طريق اسباب غير عادى به وجود آيند بدون ترديد از آيات و معجزات الهى بوده و دليل بر راستگويى مدعى نبوت خواهند بود .
پاسخ اين گفتار روشن است : زيرا هدف مشركان اين بود كه پيامبر اين امور را ولو از طريق علل و مجراى طبيعى باشد ، انجام دهد ، و بعيد مىشمردند كه پيامبر خدا شخص فقيرى باشد و معتقد بودند كه وحى الهى حتما بايد بر فرد ثروتمندى نازل گردد ، آنجا كه مىگفتند :
« چرا اين قرآن بر مرد بزرگى ( ثروتمندى ) از اهل مكه و طائف نازل نگرديد » « 1 » روى اين فكر از پيامبر خواستند كه اگر او پيامبر خدا است ، بايد يك فرد ثروتمندى باشد .
گواه ما بر اين مطلب كه هدف اين بود كه پيامبر به هر وسيلهاى ولو از مجراى طبيعى باشد ، چنين كارى را انجام دهد اين است كه آنان باغ و خانه طلايى را براى « خود پيامبر » مىخواستند ، و مىگفتند : تا « تو » باغ و خانه طلايى نداشته باشى ، ما به تو ايمان نمىآوريم .
و به عبارت ديگر : مىگفتند : تا تو شخصا داراى باغ و خانهء طلايى نگردى ما به تو ايمان نمىآوريم و اگر هدف اين بود كه او اين دو كار را با قدرت غيبى انجام دهد ، وجهى ندارد كه حتما بگويند تا
هامش
( 1 ) .وَ قالُوا لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ( زخرف : 31 ) .