تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرزهاى اعجاز ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
طور واضح مىرساند كه معجزه‌هاى مورد درخواست آنان يا نزول عذاب از طريق اعجاز بود ، و يا معجزه‌هايى بود كه اگر تكذيب مىشد استحقاق عذاب پيدا مىكردند و معجزات ممنوعه‌اى كه هرگز خداوند نخواهد فرستاد اين دو نوع است ، نه هر معجزه‌اى كه مىتواند سند نبوت و دليل حقانيت مدعى باشد .
هامش
از لجاجت وجود داشته باشد در اين صورت موافقت با پيشنهاد هر نوع اعجاز ، بى اشكال است ( اگرچه لزوم ندارد زيرا ممكن است پيامبر با معجزه‌هاى ديگر آنان را قانع سازد و نبوت خود را روشن نمايد ) . ولى اگر معجزه طلبان اشخاص لجوج و معاند باشند در اين صورت موافقت با پيشنهاد آنان كار لغو و بيهوده خواهد بود و اتمام حجت بر لجوجان ، در گرو اين نيست كه حتما پيامبر معجزهء مورد درخواست آنان را بياورد بلكه با آوردن هر نوع معجزه مىتواند حجت خدا را بر آنها تمام نمايد . اين وجه را دو مطلب تأييد مىكند : 1 . داستان قوم صالح در اثناء اين آيه به عنوان شاهد گفته شده و وجه تشبيه ميان قريش و قوم صالح همان موضوع تكذيب ، بيان گرديده است و گويا آيه مىخواهد برساند كه همين موضوع تكذب ، بيان گرديده است و گويا آيه مىخواهد برساند كه همين معجزه‌ها را براى قوم صالح فرستاديم و آنان به تكذيب آنها برخاستند و مشركان معاصر پيامبر اسلام نيز از نظر روحيه با آنان يكسانند ، و اگر موافقت كنيم نتيجه‌اى جز تكذيب نخواهد داشت . 2 . ذيل آيه ، هدف از معجزه را به طور مطلق اعم از ابتدايى و پيشنهادى ، موضوع ايجاد خوف و ترس باطنى معرفى مىكند و اين هدف در مواردى است كه در معجزه طلبان آمادگى براى پذيرفتن حق وجود داشته باشد . از اين بيان به دست مىآيد كه آوردن هر نوع معجزه ممنوع نيست ، بلكه آن قسم از معجزه ممنوع است كه بر اثر نبودن آمادگى در افراد ، نتيجه‌اى جز تكذيب عايد نگردد . مترجم .