تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرزهاى اعجاز ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
وجود فاعل ، حيات او ، تصور عمل ، اشتياق و كشش فعل به سوى آن كار ، توافق آن كار با يكى از نيروها و غرايز درونى ، و توانايى بر انجام آن . و هيچ فعل اختيارى بدون تحقق يكى از اين مقدمات صورت نمىپذيرد ، ناگفته پيداست اين سلسله از مقدمات از حدود اختيار انسان بيرون بوده و آفريننده آنها همان آفرينندهء خود انسان مىباشد . 3 . در فلسفهء عالى به ثبوت رسيده است : همانطور كه ممكنات در آغاز آفرينش به علت نياز دارند ، در بقا و استمرار وجود خود نيز به آن محتاجند ، بنابراين خدا پس از آفرينش انسان از او فاصله نگرفته و او را به حال خود وانگذاشته است و بقا و استمرار اين مبادى در وجود او ، در هر لحظه بسان آغاز آفرينش به مؤثرى نيازمند است . بر خلاف تصور بعضى هرگز نسبت ما با خدا ، مانند نسبت ساختمان با بنا و كتاب با نويسنده نيست ، كه فقط در آغاز كار به ايجاد كننده ( بنا ، و نويسنده ) خود نياز داشته باشند و در مرحلهء بقا و استمرار از آنها بىنياز گردند بلكه ممكنات در تمام لحظات هستى به پديد آورندهء خود نيازمندند و از او هستى مىگيرند . اگر بخواهيم براى نحوهء ارتباط بشر با خالق مثلى آورده باشيم ( در حالى كه خدا از هر مثلى بالاتر است ) بايد گفت : چگونگى تأثير خدا در اشيا ، به سان تأثير نيروى « الكتريسيته » در نور چراغ است ،