شدت عمل ، به خوشرفتارى و مدارا روى آورد ؟ درحالىكه وضع و موقعيت خاص او براى تأمين ثبات و تضمين آيندهاى خطيرش ، به روش اول - يعنى روش خشونت و سختگيرى - بيشتر احتياج داشت . .
( 1 ) اين پرسش داراى سه پاسخ است كه در آخر فصل 8 ( عناصر سپاه ) بدانها اشاره خواهيم كرد . در اينجا همين اندازه مىگوئيم كه ؛ اگر امام حسن روش شدت عمل را - كه در اين گونه موارد براى همه كس به روشنى مطرح است - در پيش مىگرفت ، بدست خود آتش فتنه را پيش از وقت ، مشتعل ساخته و ميدان را براى شورشهاى داخلى كه از لحاظ نتيجه ، كمضررتر از جنگهاى شام نبود ، باز گذارده بود . و معاويه آنچنان دشمنى بود كه پيوسته با تمام نيروى مالى و فكريش در پى فرصت مىگشت كه در كوفه زمينهء شورشهاى داخلى را فراهم نمايد .
بدين قرار ، بهترين روش در آن وضعيت خطير و باريك ، همان بود كه امام حسن انتخاب كرد .
( 2 ) در پاسخ پيشنهاد يكى از يارانش كه معتقد بود : خوبست در شروع جنگ شتاب كند و ميگفت : « در حركت بسوى معاويه پيشدستى كن تا صحنهى جنگ در شهر و ديار او تشكيل شود » « 1 » . . نيز مىگوئيم : اگر امام حسن اين كار را مىكرد ، به رهبران باندها و جبهههاى مخالف خود در كوفه و به « مقدسمآبان ظاهر الصلاح » دستاويز مناسبى براى اظهار مخالفت ميداد كه چندان بىدليل و ناموجه نبود و براى موجه ساختن مخالفت آنان ، همين شروع به جنگ كفايت مىكرد كه در نظر بيشتر مردم و لااقل ، مردم سادهلوح و سطحى ، اشكالى بدون پاسخ بود و اى بسا كه همين مسأله
هامش
( 1 ) ابن ابى الحديد ( ج 4 ص 13 ) .