و آفتاب هنگامىكه ابن الرقاع وصف نموده بطور معكوس طلوع مىكند چنان كه گفته است :
و ابصر الناظر الشعرى مبينة * لمادنى من صلوة الصبح تنصرف
من حمرة لا بيضاض الصبح اعرفها * فقد علا الليل منها فهو منكسف
لا يياس الليل منها حين تتبعه * و لا النهار بها لليل يعترف
نوء كه جمع آن انواء است و بسيار در شعر عرب شنيده مىشود يعنى چه ؟
اعراب طلوع هر منزل را نوء آن نامند يعنى نهوض و قيام آن و تأثير طلوع را بارح و تأثير سقوط را كه همان غروب باشد نيز نوء مى - خوانند و از طلوع هريك از منازل تا طلوع منزله ديگر كه در دنبال آن است سيزده روز طول مىكشد ، به غير از جبهه كه از طلوع آن و طلوع منزل پس از آن چهارده روز است و يكى از گويندگان ايشان مىگويد .
و الدهر فاعلم كله ارباع * لكل ربع واحد اسباع
و كل سبع لطلوع كوكب * و نوء نجم ساقط فى المغرب
و من طلوع كل نجم يطلع * الى طلوع مايليه اربع
من الليالى ثم تسع تتبع
سپس اعراب باهم در اين مطلب اختلاف كردند جمعى گفتند : هر تأثيرى كه پس از طلوع منزلهاى تا طلوع منزله بعدى گردد منسوب بدان منزله است و جمعى ديگر گفتهاند كه براى طلوع هريك از اين منازل و غروب آن مقدار معينى از زمان است و آنچه را كه در اين مدت روى دهد منسوب به منزل قمر است و چون اين مدت منقضى گردد آنچه پس از اين مدت روى دهد ديگر منسوب بدان نخواهد بود و جمهور اعراب گفتهء اخير را پسنديدند و در مقادير اين ازمنه اختلاف كردند و ما اختلاف آن را خواهيم ذكر كرد .
چون تأثيرى محقق باشد ولى اثرى از آن در ازمنه ظاهر نگردد مىگويند خوى النجم ، و يا ، خوت المنزلة يعنى مدت و زمان اين منزل بگذشت و باران و