آن بيشتر است پس مناسب اين است كه تغيير عارضى بر شمس در فلك آن نيز تأثير كند و هوا نيز گرم شود و اين تأثير در اكثر احوال مدتى را كه ماه در ربعى است كه اول آن در آن ربع اتفاق افتاده و شمس نيز در همان ربعى باشد كه اول آن در آن ربع اتفاق افتاده روى خواهد داد .
شنيدم كه عبد اللّه بن على حاسب در بخارا پس از آنكه بر رساله كندى آگهى يافت ايام عجوز را نقل داد و برحسب اقتضاى حركت اوج آن را قرار داد و بدين جهت ايام مذكور را ايام عجوز عبد اللّه قلم ناميدند .
از اين جهت ايام مذكور را ايام عجوز گفتند كه بنا بعقيده قدما اين ايام را خداوند در كتاب خود ذكر نموده و فرموده است سبع ليال و ثمانية ايام حسوما و اينكه قوم عاد به اين باد هلاك شدند و پيرزنى از آنها باقى ماند كه بر آنان نوحه - سرايى ميكرد و اخبار آن مشهور است پس بدين سبب ايام عجوز ناميده شده و مىگويند آن بادى كه قوم عاد را هلاك كرد باد دبور بود و رسول اكرم فرمود نصرت بالصبا و اهلكت عاد بالدبور يعنى من روز غزوه خندق بباد صبا يارى شدم و قوم عاد با دبور هلاك شدند و شاعرى گويد .
و اهلكت الدبور حبال عاد « 1 » * فباد و اكالجذوع مطرحينا
مىگويند ايام نحسات كه در قرآن مذكور است هر چهار روزى است كه با چهار در ماه موافق باشد مثل چهار روز از ماه رفته و يا چهار روز از ماه مانده و چهارده روز از ماه گذشته و يا چهارده روز از ماه مانده .
برخى از اعراب مىگويند از اين جهت ايام مذكور را ايام عجوز گفتند كه در عجز شتا و اواخر آن واقع است .
نزد پارهاى از اعراب براى پنجه دزديده شده كه ميان آبانماه و آذرماه
هامش
( 1 ) - اين بيت در اول آن كلمه و او ندارد و براى وزن شعر بايد با و او خوانده شود من از نزد خود و او را زياد كردم ولى اشكال ديگر اين بيت كلمه حبال است كه بعقيده اين جانب معنى ندارد و صحيح كلمه جيال است كه جمع جيل و مخفف با اجيال باشد .