است نامهايى است مانند اسامى ايام عجوز و روز اول را هنبرودومرا هنزبر گويند و اين هر دو واژه به معناى صدمه از سرماست و روز سوم اين ماه را از شدت سرما قالب الفهر مىگويند و روز چهارم را حالق الظفر مىگويند يعنى باندازهاى باد سرد و سخت مىوزد كه ناخن مىافتد و روز پنجم را مدحرج البعر مىگويند يعنى سرگين شتر كه در صحرا ريخته از شدت باد برمىگردد و داخل در منازل مىشود و يكى از شاعران اين ايام را بشعر ذكر كرده است .
اولها الهنّبر يوم فارط * و بعده الهنز برياتى خابط
يخبطه حتى يجئى القاسط * و قالب الفهر يسمى حقا
و حالق الظفر المبين الحلقا * يفلق بالبرد الصخور فلقا
و بعدها آخر هن الخامس * مدحرج البعر العضوض اللاحس
و ماله فيما يسمى سادس
آذار
آذار - در روز اول آن اصحاب انواء چيزى نكردهاند و برخى گفتهاند كه در اين روز ملخها و خزندگان و حشرات از لانه خود خارج ميشوند و نيز حرارت آسمان با حرارت زمين بهم ميرسند و شخصى كه اين سخن را گفته مبالغه نموده و مقصودش اين بوده كه حرارت آغاز مىشود و قوت مىيابد و چون هوا براى قبول آن آماده ميگردد ازاينروى اين حرارت انتشار مىيابد زيرا از براى حرارت آسمان جز شعاع آفتاب كه از جرم خورشيد به زمين پراكنده مىشود و يا جسم حارى كه با باطن فلك قمر مماس است كه كره آتش نام دارد معنى ديگرى نيست .
مباحثى در حقيقت نور و شعاع و سبب حرارت آفتاب كه در اين موضوع با ابن سينا گفتگوهايى شده « 1 »
اما در شعاع آفتاب اقوالى گوناگون گفتهاند :
الف - حقيقت شعاع آفتاب اجزاييست نارى كه با ذات شمس مشابه و مانند است و از جرم آن خارج ميگردد .
ب - هوا بمحاذات خورشيد گرم مىشود چنان كه بمحاذات آتش نيز گرم
هامش
( 1 ) - براى اينكه تاريخچهاى درست از مبحث نور و رنگ و ابصار بدانيد بمقاله سوم ترجمه روانشناسى شفا رجوع كنيد كه كاملترين چيزى است كه در اين موضوع نوشته شده .