« علم غيب مخصوص اولياء نيست بلكه گاه جادوگران نيز از غيب خبر دارند ! »
با اين توضيح ، چه تعجّبى وجود دارد كه امام از غيب با استناد به كلام پيامبر كه او جز وحى نمىگويد ، خبر بدهد ؟
اگر كسى از اين استنتاج ايراد بگيرد كه دلايل فوق الذكر ، مسلمانى را كه به خدا و پيامبرش ايمان دارد ، مانع مىسازد ، چه آنچه بيان شد ، مبتنى بر پذيرش اصول اسلام و احكام قرآن است ، ليكن كسى كه اساسا به خدا ايمان ندارد يا معتقد است ولى پيامبرى را نپذيرفته ، لذا دلايل ياد شده براى او حجيت و اعتبار ندارد و در نتيجه اعتراف و تصديق اين مطالب بر او لازم و واجب نيست .
در جواب اشكالكننده ، بايد گفت : قصد نگارنده اين نيست كه ترديدكننده در اخبار غيبى امام ، دست از دين و عقايدش بردارد تا اين گفتهها را تصديق كند . چرا كه بنده عقل و ضمير و وجدان مخاطب خود را به داورى فرامىخوانم و اگر فردى منصف و اهل حقيقت بود از او مىپرسم : اگر خبر دهند كه پديدهاى در آينده روى خواهد داد و صددرصد اين خبر صادق باشد و بر پايه هيچ تكنيك و تجربه و فنى هم نباشد چگونه آن را تحليل مىكنى ؟ و چگونه اخبار غيبى پيامبر و على را تفسير مىكنى ؟ و استناد اين فرمايش كه « در شهر طالقان گنجهايى است البته نه از طلا و نقره » چهچيز است ؟ ( اين مطلب اشاره به كشف مادهء نفت در ايران است ) . اين روايت را ابو الغنائم كوفى در كتاب « الفتن » خود آورده است درحالىكه از مرگ او صدها سال مىگذرد .
چگونه كلام امام جعفر صادق ( ع ) فرزند امام على را تفسير مىكنى ؟ كه فرمود :
« زمانى خواهد آمد كه اهل مشرق ، صدا و سيماى اهالى مغرب
امامت على ( ع ) در آينه عقل و قرآن ( فارسى ) — صفحة 137
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص١٣٧