در حق بنده با كمال ادب بودند جز در يزد . هواى يزد بسيار خشك است . اكثر كشتزار يزد ترياك است ؛ و از اين جهت جنس از امثال گندم و جو هميشه در يزد كم و گرانست و كار عمدهء حاكم يزد اين است كه روز و شب ساعى باشد كه مردم از گرسنگى نميرند .
ستوان پاتينجر انگليسى كه از جمله همراهان ژنرال ملكم به ايران بوده در سفرنامهاش درباره يزد نوشته است : « يزد شهرى بزرگ و پر جمعيت مىباشد كه در كنار بيابان ماسهاى و نزديك به سلسلهء كوهستانى شرقى غربى بنا گرديده است . يزد را دار العباد مىنامند ، ولى بهتر است به خاطر آدابدانى و امانت مردم يزد آن جا را دار الامانه « لقب شهر كرمان » بنامند . يزد از جانب همه تجار محترم شمرده مىشود زيرا از اموال بازرگانان به شدت حفاظت شده از تجارى كه در معاملات زيانى بينند حمايت مىگردد . صنايع داخلى تشويق شده و درستى و امانت ساكنان آن سلامت انواع كالاى بازرگانى را تضمين مىنمايد . اين جا بازار و مركز بازرگانى ميان هندوستان و خراسان و بغداد و ايروان است و گفته مىشود مهمترين مركز تجارت امپراتورى ايران مىباشد . بازار آن وسيع و بزرگ و پر از كالاست . شهر بيست هزار خانه دارد . به اضافه منازل گبرها يا ايرانيان باستان كه عدهء آنها چهار هزار نفر تخمين زده مىشود .
گبرها مردمى فعال و فكورند گر چه متأسفانه ستمديده و مظلوم واقع شدهاند . اين جماعت هر نفر بايد بيست و پنج روپيه ماليات سرانه بدهند . تازه به اين هم اكتفا نشده به انواع وسايل و جبر و ستم از ايشان وجوهاتى اخذ مىكنند كه همه آنها به جيب حكومت ايران مىرود .
عايداتى كه از يزد به شاه ايران پرداخت مىشود سيصد هزار روپيه است .
چون اراضى يزد ماسهاى و دشت و صحرايى است محصولات كشاورزى چندانى ندارد و تازه آن مقدار كم هم به زحمت زياد تحصيل مىگردد .
قسمتى از اراضى پاى كوه را بوستانها و باغها اشغال مىكند و زردآلوى عالى و خربزه شيرين و لطيف از آنها برداشت مىشود . گبرها شيرينىها ، نانهاى قندى عالى مىسازند و نمد تفت ( ده كوچكى در هشت ميلى يزد ) با بهترين نمدهاى كرمان برابرى مىنمايد . گوسفند از شيراز و غلات از اصفهان مىآورند . حداقل در شهر پنجاه هزار شتر وجود دارد و يك خر نر به بهاى گران پانزده تومان فروخته مىشود . قيافه هيأت شهر حقير و زمانى ديوار و حصارى داشته است كه هنوز قسمتى از آن باقى مىباشد .
( صفحههاى 310 و 311 سفرنامه ترجمه دكتر شاپورى كودرزى . ناشر كتابفروشى دهخدا - 1348 ) .
يساول صحبت از ميان خانوادههاى سرشناس و معتبر انتخاب مىشد . در مجالس و محافل خصوصى به جاى ايشيك آقاسى حضور مىيافت و خدمت مىكرد ؛ اما در مجالس رسمى و عمومى در فاصلهاى نه چندان دور پيش روى پادشاه بر پاى مىايستاد و خدمت كردن در اين مجالس به عهدهء دستياران ايشيك آقاسى باشى بود .
عدهء يساولان صحبت معمولا هشت يا نه نفر بود و وظيفهشان اجراى فرمانها و دستورهاى شاه ، راهنمايى سفيران و نمايندگان كشورهاى بيگانه به كاخ ، و گذراندن هداياى حاكمان
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1951
مساهمون: ژان شاردن
ص١٩٥١