نداشت در سال 1662 جانشين خويش ساخت ، و اين امرى كاملا بىسابقه بود كه كسى بدان جوانى بدان جايگاه بلند برآيد . شگفت اينكه وى در عين جوانى خرد پيران داشت . هوشمند ، لايق ، زيرك و پركار بود . قامت بلند ، چشمان درشت و درخشان ، چهرهء مردانه داشت . رنگش سپيد مىنمود . آرام طبع ، فروتن ، شرمگين و مهربان بود ؛ و برعكس رفتار و اخلاق پدرش از سختگيرى و جنگطلبى ، بىرحمى ، خونريزى و ستمگرى بيزار بود . در هر كارى همواره جانب عدالت و نصفت را رعايت مىكرد . در بند اندوختن مال نبود . از اينرو بر خلاف ديگر بزرگان ترك هرگز رشوه نمىگرفت ، و ناشدنى بود كه كسى به دادن رشوه و هديه وى را رام ، و تحصيل منصب و مقام كند . راى روشن و انديشهء دورنگرش به كنه افكار و انديشههاى هر كس مىتافت ، و هر حادثهاى را پيش از وقوع در مىيافت ، و چارهگرى مىكرد . قضاوتش هميشه و نسبت به همه كس و همه چيز دقيق و درست و روشن بود . كم اما پرداخته و سنجيده سخن مىگفت . اين مرد هشيوار و سزاوار وقتى ترقيات و پيشرفتهاى عظيم وطنش را در زمان پدرش به ديدهء تحقيق نگريست و سودمند يافت تصميم كرد همچنان كند كه او كرده بود ، و همان ره را در پيش گيرد . از اينرو نخست طرح پدرش را در جنگ با امپراتور ژرمن پى افگند . با شصت هزار سپاهى به عزم تصرف آن كشور رو به سوى بود (
bude
) گذاشت ، پس از پيكارى دليرانه نوهزل « 42 » (
neuhausl
) را در حصار گرفت . در سال 1663 آن را گشود . برج و بارو و استحكامات كانيز (
canise
) را نيز در اوايل سال بعد به تصرف خويش درآورد . امپراتور عثمانى در آرزو و اميد تسخير وين پايتخت امپراتورى ژرمن فرمان داد بر روى رود راآب « 43 » (
raab
) پلى ببندند تا سپاهيانش از روى آن بگذرند . پس از اينكه طىّ مدّت نسبة كوتاهى پلى بسته شد دوازده هزار سپاهى از آن گذشتند و باقى لشكريان نيز آمادهء عبور بودند كه ناگهان بر اثر پايدارى و فشار نيروى ژرمن پيشروى آنان متوقف شد . افزون بر اينكه لشكرى
هامش
( 42 ) - نوهزل (neuhausel) كه تركان آن را ايوار (uyvar) مىنامند در شمال دانوب بالاى بوداپست واقع است و در زمان حاضر جزو متصرفات چكوسلواكى است . نوهزل در سپتامبر 1663 پس از خاتمه جنگ سنگوتار (saint gotthard) به تصرف تركها درآمد .
( 43 ) - رود راآب (raab) يكى از شعبههاى طرف راست دانوب است و در شمال غرب هنگرى جارى است .