مىشدند ، از اينرو با عزم درست ، و تدبير كافى ، كوشيد كه در نخستين مرحلهء اقداماتش دست زنان و خواجگان دربار را از دخالت در امور كشور كوتاه كند ، و بنا به مصلحتى امپراتور خردسال را از پايتخت دور سازد . بدين جهت وى را بر سپاهى عظيم فرماندهى داد و به جنگ فرستاد . پس از اينكه از اين جهت خيالش آسوده شد از ميان برداشتن خواجگانى را كه مخلّ نظم و مايهء آشفتگى و بىثباتى كشور بودند وجه همّت خود قرار داد و چندين تن آنان را خفه كرد . سپس با جلب نظر و اجازهء سلطان تازه جوان كسانى را كه در قتل پدرش شركت داشتند از دربار طرد كرد و بعضى را كشت .
مقارن اين احوال ينىچريها به سببى چند در دربار نفوذ و قدرت بسيار يافته بودند . صدراعظم به منظور تصفيه آنان و افزايش قدرت خويش ژنرال دلى حسين پاشا (
dely hucein pacha
) يكى از فرماندهان عالى مقام و نامآور را كه در جنگ كاندى دليريهاى شگفتانگيز كرده بود خفه كرد « 40 » . وى جنگ پنسيلوانى را با موفقيت تمام به پايان رساند . شاهزاده راگوتسكى « 41 » (
ragotsky
) به سختى شكست خورد و وارادين (
waradin
) به تصرف نيروى عثمانى درآمد . اما اين پيروزيهاى درخشان براى امپراتورى ضايعات و خسارات فراوان به بار آورد ، چه بسيارى از سربازان و افسران در آن پيكار جان باختند .
صدراعظم پيروزمند و سرفراز از ميدان جنگ بازگشت . با اينكه با دشمن شكستخورده پيمان صلح بسته بود از همان زمان در پى بهانه و فرصت مىگشت تا دگر بار به جنگ بپردازد . مقدمات لشكركشى را نيز فراهم آورد ، اما مرگش فرا رسيد و فرصت نيافت . وى پيش از مردن احمد پاشا يگانه پسرش را كه بيش از سى سال
هامش
( 40 ) - كوپرولو كه دلى حسين پاشا را رقيب خود مىدانست او را احضار و در ماه دسامبر 1658 وى را خفه كرد .
( 41 ) - شاهزاده راگوتسكى (ragotsky) در سال 1648 ميلادى 1026 خورشيدى جانشين پدرش شد .
او كه اين هوس در سر داشت بر سرزمينى كه بر آن حكومت مىكرد به استقلال حكم براند و تحت الحكومه عثمانى نباشد دعوى استقلال كرد . كوپرولو خشمگين شد و با او جنگيد . پس از دو سال نبرد راگوتسكى در ميدان جنگ مجروح شد ، گريخت و به شهر گروسوارادين (groswaradin) پناه جست . وى روز هفتم ژوئن 1660 ميلادى جان سپرد و شهرى كه در اين پناهنده شده بود نيز دو ماه بعد از مرگش به تصرف نيروى عثمانى درآمد . اين شهر كه در شمال غربى رومانى واقع است اكنون ارادآ (Oradea) ناميده مىشود .