« كنت أنا و على نوراً بين يدى اللَّه » « 1 »
شرح حال او
برخى از دانشمندان شرح حال حافظ شهابالدّين احمدبنحجر عسقلانى متوفّاى سال 852 را آوردهاند :
1 - سخاوى : شيخ من استاد ، امام الأئمّه . . . نام و يادش شهرت يافته ، آوازهاش به دوردستها رسيده ، پيشوايان حديث به سويش بار سفر بسته ، شخصيتها از درك حضرتش گرامى گشته و دانشجويان او فراوان شدهاند تا جايى كه سران علم و دانش در هر مذهبى از شاگردان او بودند . . . پيشينيان به حفظ ، وثوق ، امانتدارى ، آگاهى كامل ، ذهن روشنگر ، هوشيارى فراوان و گستردگى دانش او در رشتههاى گوناگون گواهى دادهاند . « 2 »
2 - سيوطى شرح حال مبسوطى از او آورده است . « 3 »
3 - ابنعماد با ستايش و تمجيد فراوان از او ياد كرده است « 4 » .
4 - فارسى : ما همانند او كسى را نديديم . « 5 »
33 - روايت حافى حسينى شافعى
وى اين حديث را بدينگونه روايت كرده است :
احمد روايت كرده است در دو كتاب مذكور يعنى مسند و مناقب كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود :
« من و على يك نور بوديم در پيشگاه خداوند عزّوجلّ ، چهاردههزار سال پيش از آنكه آدم را بيافريند . هنگامى كه آدم را آفريد ، اين نور را در او تقسيم كرد و آن را دو نيم قرار داد : بخشى از آن منم و جزء ديگر على است . »
هامش
( 1 ) . همان منبع .
( 2 ) . الضوء اللامع 2 : 36 - 40 .
( 3 ) . حسنالمحاضرة 1 : 363 .
( 4 ) . شذرات الذهب 7 : 270 .
( 5 ) . ذيل تذكرة الحفاظ : 380 .