پادشاهان ، اميران ، اساتيد حديث و دانشمندان وعظ و ديگر افراد قرار گرفت . » « 1 »
غير از اين دوازده نفرى كه اسم برديم افرادى ديگر او را ستوده و ثنا و ستايش فراوان بر او كرده و به مدح عظيم و گسترده او را ستودهاند .
اشكال ذهبى و صفدى در مورد سبطابنجوزى
ذهبى و صفدى طبق معمول خود كه در جرح و طعن بر اشخاص خيلى شتابانه عمل مىكنند ، سبطابنجوزى را مورد انتقاد خود قرار داده و او را جرح كرده و حديثش را بىاعتبار دانستهاند . كفوى در اين باره گويد : شيخ صلاحالدّين صفدى بعد از آنكه از ابوالمظفّر يوسفبنقزغلى ستايش و تمجيد كرده ، گفته است : او صاحب كتاب مرآةالزّمان است و من از كسانى هستم كه به او در مورد اين نامگذارى حسادت ورزيدهام ؛ زيرا اين اسم تناسب با تاريخ دارد و گويا كسى كه به تاريخ مىنگرد و اسامى كسانى را كه در آن اسم برده شده در آيينه مىبيند ، مگر اين كه در چندين جاى آيينه ، فرياد گزافگويى او به گوش مىرسد .
ذهبى در كتابش « الميزان » گويد : يوسفبنقزغلى كتاب « مرآةالزّمان » را نگاشته ، مىبينى كه حكايات نادرست و ناروايى را آورده است و وى را ثقه و مورد اطمينان نمىدانم ، بلكه نارواوزيادهروى داشته ، به علاوهكه تمايلبه رافضىگرى نيز دارد .
همچنين گويد : ابتدا حنبلى بود و براى دنياى خود ، حنفى شد .
دفاع از سبط
كفوى بعد از نقل اين عبارات مىگويد : « بايد دانست كه صاحب كتاب « مرآةالزّمان » ، از گذشتگان و پيشينيانِ خود در تاريخ نقل مىكند و وظيفهاش روايتكردن است و مسؤوليّت و تعهّد به گردن راوى است . نسبت گزافگويى به او ستم
هامش
( 1 ) . الاثمار الجنيّه في طبقات الحنفيّه مخطوط .