11 . ابو عمرو
محمّد بن يعقوب ، و محمد بن يحيى ، هردو از عبد اللّه بن جعفر حميرى نقل مىكنند كه گفت :
من و شيخ ابو عمرو نزد احمد بن اسحق بوديم ، احمد بن اسحق به من اشاره كرد كه از ابو عمرو درباره جانشين حضرت عسكرى - عليه السّلام - بپرسم .
به او گفتم : اى ابو عمرو من مىخواهم از تو درباره چيزى سؤال كنم ، شك و ترديد ندارم از آنچه كه مىپرسم ، اعتقاد و ديانت من بر آنست كه زمين هيچگاه خالى از حجّت نيست مگر اينكه چهل روز به قيامت مانده باشد كه در آن هنگام حجّت از بين مىرود و درهاى توبه بسته مىگردد و كسى كه تا آن روز ، ايمان نياورده باشد ايمان آوردن بعد از آن ، سودى به حال او نخواهد داشت كه آن مردم بدترين خلق خدايند و قيامت بر آنان برپا مىشود ، لكن دوست دارم كه بر يقينم افزوده شود . حضرت ابراهيم از پروردگارش خواست كه كيفيت زنده كردن مردگان را به او بنماياند ، خداوند از او پرسيد كه : مگر ايمان نياوردهاى ؟ گفت : چرا و لكن مىخواهم دلم آرام گيرد و مطمئن شود . و ابو على احمد بن اسحق به من خبر داد كه : از حضرت هادى - عليه السّلام - پرسيدم و گفتم : با چه كسى كار كنم و يا از چه كسى بگيرم و سخن چه كسى را بپذيرم ؟
و حضرت فرمود : عمروى مورد اطمينان من است هرچه را كه به تو بگويد از قول من مىگويد و هرچه به تو بدهد از من مىدهد به سخنانش گوش ده و از او اطاعت كن زيرا ثقه و مورد اطمينان و امين مىباشد .
و ابو على نيز به من گفته است كه از حضرت عسكرى - عليه السّلام -