تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة الولي فيمن رأى القائم المهدي ( ع ) ( روزنه اى به خورشيد ) ( فارسى ) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠

5 . كنيزى كه كيفيّت تولّد حضرت و نورى را كه درخشيد ، ديد

ابن بابويه ، از محمّد بن على ماجيلويه ، از محمد بن يحيى عطار ، از ابو على خيزرانى نقل كرده است كه وى كنيزى دارد كه به حضرت عسكرى - عليه السّلام - هديه داده بود . و بعد از آنكه جعفر كذّاب به خانه حضرت عسكرى - عليه السّلام - هجوم برد ، آن كنيز از جعفر گريخته و دوباره نزد او آمده و با او ازدواج كرده است . ابو على گويد : اين كنيز براى من نقل كرد كه به هنگام تولد حضرت بقيّة اللّه - عليه السّلام - در آنجا حاضر بوده و اسم مادر آن حضرت صيقل بوده و حضرت عسكرى - عليه السّلام - آن‌چه را كه بر سر خانواده‌اش خواهد آمد به او فرموده بود و او از حضرت خواسته بود كه دعا كند تا خداوند مرگش را پيش از رحلت آن حضرت قرار دهد ، حضرت دعا فرمود و پيش از شهادت آن بزرگوار از دنيا رفت و بر روى قبر او لوحى بود كه بر روى آن نوشته شده بود : « اين قبر مادر محمّد است . » ابو على گويد : من از همين كنيز شنيدم كه مىگفت : به هنگام تولّد حضرت نور درخشانى را ديدم كه از آن بزرگوار ساطع شد و به آسمان رفت ، و كبوتران سفيدى را ديدم كه از آسمان فرود آمده و بال‌هاى خود را بر سر و صورت و بدن حضرت كشيده و بعد پرواز مىكردند . ما اين قضيّه را به حضرت عسكرى - عليه السّلام - گفتيم ، حضرت خنديد و فرمود : اين فرشتگان براى تبرّك جستن از اين مولود از آسمان فرود آمده‌اند و به هنگام ظهورش ياران و انصار او خواهند بود . « * »
هامش
( * ) كمال الدّين ج 2 ص 431 ح 7 ، بحار الأنوار ج 51 ص 5 ح 10 ، اثبات الهداة ج 7 ص 294 - 293 ح 36 .