7 . ابو هارون
1 - ابن بابويه ، از على بن الحسن [ الحسين ] بن فرج موذّن رضى اللّه عنه ، از محمد بن حسن كرخى نقل مىكند كه : از ابو هرون كه يكى از شيعيان و از اصحاب ما است شنيدم مىگفت كه :
حضرت صاحب الزّمان - عليه السّلام - را ديدم . روز تولد آن حضرت جمعه سال دويست و پنجاه و شش است . « * »
* * * 2 - ابن بابويه ، از على بن الحسن [ الحسين ] بن فرج موذّن ، از محمّد بن حسن كرخى روايت كرده است كه : از ابو هارون كه يكى از شيعيان و از اصحاب ما است شنيدم كه مىگفت :
من حضرت صاحب الزّمان - عليه السّلام - را ديدم [ بعد از تولد ] ، در حالى كه صورت آن حضرت همچون ماه شب چهارده مىدرخشيد و بر روى ناف او موئى مانند خط ديده مىشد « 1 » ، جامه را به يكسو زدم ديدم ختنه شده
هامش
( * ) كمال الدّين ج 2 ص 432 ح 9 ، بحار الأنوار ج 51 ص 15 ح 16 ، اثبات الهداة ج 6 ص 431 ح 197 .
( 1 ) - توجه به اين نكته لازم است كه نقل خصوصيات ديدارها از سوى راويان اوليه ، و بعد ثبت و ضبط آنها در كتب تاريخ گرچه ممكن است در مواردى براى خوانندگان ، مسئله بىارزشى باشد ، امّا با توجّه به اينكه نظر راوى و ناقل بر اين بوده كه قضيه را از حدّ نوعيت درآورده و وجود شخصى حضرت را ثابت كند ذكر خصوصيات بدنى از قبيل موى سر و گردن و ناخن و ختنه و امثال آن همه از اين باب است كه اينان شخص حضرت بقية اللّه را در دوران كودكى ديده و از همان آغاز تولّد با تمام دقّت ، جسم و بدن حضرت را تحتنظر داشته كه مسئله امامت شخص امام دوازدهم تبديل به مسئله نوعيت امامت نشود چنان كه برخى از گروههاى متصوّفه و يا بعضى