تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة الولي فيمن رأى القائم المهدي ( ع ) ( روزنه اى به خورشيد ) ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢

45 . ابو على محمد بن احمد محمودى و جماعتى ديگر

ابو جعفر محمد بن جرير طبرى در مسند فاطمه گويد : عبد اللّه بن على مطلبى ، از ابو الحسن محمد بن على سمرى ، از ابو الحسن محمودى ، از ابو على محمد بن احمد محمودى نقل كرده است كه : بيست و چند سال به حج رفته و در تمام اين مسافرتها در كنار ركن حطيم و حجر الاسود و مقام ابراهيم ايستاده ، دست به پرده كعبه آويخته ، به دعاء و نيايش در اين جايگاه‌هاى مقدس ادامه داده و مهم‌ترين چيزى كه از خداوند متعال مىخواستم آن بود كه مولايم حضرت صاحب الزمان - عليه السّلام - را ببينم . در يكى از همين سال‌ها كه به مكه رفته و در آن‌جا ايستاده بودم تا چيزى از نيازمندىهاى زندگى را بخرم ، جوانى را ديدم كه كوزه‌اى در دست دارد . پول كوزه را به او داده و آن را از دست او گرفتم و آن جوان مشغول چانه زدن در معامله بود و من به او نگاه مىكردم . در همين حال شخصى عبايم را از دوشم كشيد . صورتم را برگرداندم كه ببينم كيست ؟ مردى را ديدم كه از هيبت و وقار او دلم به تپش افتاد . به من گفت : كوزه مىخرى ؟ من نتوانستم پاسخ او را بدهم و از نظرم غائب شد و نتوانستم او را ببينم و گمان كردم كه مولايم حضرت صاحب الزمان - عليه السّلام - است . روزى در كنار در صفا داشتم نماز مىخواندم و در حال سجده بودم و آرنج خود را به سينه‌ام چسبانده بودم . شخصى مرا با پايش تكان سختى داد . سرم را بلند كردم ، گفت : شانه‌هايت را از سينه‌ات باز كن . چشم باز كردم ، ديدم همان مرد است كه از خريد كوزه پرسيد . چنان ابهّت او مرا فراگرفت كه
تبصرة الولي فيمن رأى القائم المهدي ( ع ) ( روزنه اى به خورشيد ) ( فارسى ) — صفحة 152 | افتخار زاده / السيد هاشم البحراني