قمى ، وأو را فرزند بجاى ماند ، از جمله ايشان أبو الحسن على الزكي
نقيب رى است ، وأو پسر أبو الفضل محمد الشريف الفاضل بن أبي
القاسم على نقيب قم پسر محمد بن حمزه مذكور است ، وأو را اعقاب
باشد ، واز آن جمله نقباء وملوك رى باشند ، از آن جمله عز الدين يحيى
بن أبي الفضل محمد بن علي محمد بن السيد المطهر ذي الفخرين على
الزكي مذكور است ، كه نقيب رى وقم وجاى ديگر بود ، وأو را
خوارزمشاه بكشت وأولاد أو به جانب بغداد منتقل شدند ، وسيد ناصر
بن مهدي حسينى با وى بود ونقابت طالبيين به سيد ناصر بن مهدي
تفويض يافت وتبديل شد ، واز آن پس وزارت يافت وامر نقابت را
با پسر نقيب عز الدين يحيى گذاشت .
از ملاحظه اين كلمات صريحا بر مىآيد كه مرحوم حاج شيخ
عباس در " منتهى الآمال " در بعض موارد به نقل عين عبارات صاحب
" ناسخ " بدون مراجعه به أصل مأخذ وبدون نسبت به قائل آنها كه
صاحب ناسخ باشد اكتفا كرده است ، فراجع ان شئت .
- تنبيه بر چند امر در اينجا ضرور است -
1 - دو نسخه از يك كتاب انساب مشحره سادات در كتابخانه
مدرسه عالي سپهسالار به شماره 2690 و 2692 موجود است ، كه شجره
نسب اين خاندان در آنها مذكور است ، ليكن چون كتابت آن دو نسخه
بدست اشخاص بىسواد وكاتبان بي مايه انجام شده است ، هيچ كدام از
آنها نظر به كثرت تشويش آن براي نگارنده مورد استفاده قرار نگرفت ،
فقط به نقل يك فائده از آنها در اينجا اكتفا مىكنم ، وآن اين است كه بعد
از ذكر اسم عز الدين يحيى گفته است :
النقيب الكبير المعظم ، ورد بغداد للحج سنة ثلاث وثلاثين
وخمسمائة وعاد إليها صحبة السلطان محمد بن محمود بن محمد بن
ملك شاه .
نگارنده گويد مراد از اين شخص ( يعنى كسى كه در 533 به عزم
فهرست منتجب الدين — صفحة 403
مساهمون: منتجب الدين بن بابويه
ص٤٠٣