مسلم اين است كه أبو سعد مذكور در تاريخ مزبور زنده بوده است ، اما
اينكه در چه تاريخ وفات نموده است نصى در اين باب در نظر ندارم .
بلى ثقة الاسلام شيخ آقا بزرگ تهرانى مد ظله العالي در " الذريعة "
تحت عنوان ( تاريخ الري ) تصريح كرده كه وفات أو به سال 432 بوده
است فراجع ان شئت .
2 - بايد دانست كه اين أبو سعد منصور بن الحسين آبى غير از
زين الملك أبو سعد آبى ، برادر سعد الملك است ، كه هر دو برادر
بدستور محمد شاه سلجوقى به سال پانصد هجرى مصلوب شده اند ،
وترجمه ايشان در كتاب " النقض " چنين است ( صفحه 86 - 87 ) .
اما سعد الملك رازي رحمة الله عليه شيعي امامي أصولي بود ،
چون خوابگاه دولت سلطان سعيد محمد نور الله مرقده بر أو حسد
بردند ، بر وى بدر آمدند ، وتعرضش كردند ، وسلطان را بر وى متغير
ساختند ، تا وى را بر آويخت وهمان روز بر آن پشيمان شد ، وسه روز
بار نداد وروز چهارم كه بر تخت نشست همه قاصدان سعد الملك خائف
بودند ، وشمس رازي شاعر در حضرت سلطان شد وبه آواز بلند اين
قطعه بر سلطان خواند :
تو را سعد وبوسعد بودند يار
چو تاج از بر سر بر آويختى
در آويخت بايست بد خواه شان
تو آن هر دوان را بر آويختى
از سعد ، سعد الملك را خواسته ، واز بو سعد زين الملك را ، سلطان
بگريست شاعر را سيم وخلعت داد وبفرمود تا سعد الملك را با حرمتي
تمام دفن كردند .
ونيز شيخ عبد الجليل در كتاب " النقض " ضمن ذكر معاريف
وزراء وأرباب قلم از گروه شيعه گفته ( صفحه 218 - 220 ) .
وأستاذ أبو منصور وبرادرش أبو سعد وزيران محترم بودند از
آبه ، وجاه وتمكين ورفعت ايشان از آفتاب ظاهرتر است ، واعتقاد
فهرست منتجب الدين — صفحة 324
مساهمون: منتجب الدين بن بابويه
ص٣٢٤