تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأخبار الموفقيات ( فارسى ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
سليمان گفت : به خدا سوگند ، اين كار را خواهم كرد . بعد سليمان با عبد الملك در حضور قبيصه با وى سخن گفت و او را از تمامى گفتگوها با خبر ساخت . عبد الملك گفت : به خدا سوگند ، من كار ديگرى نمىتوانم بكنم . ما را از ياد و ذكر آنها رها كن . پس همه ساكت شدند .

185 . عقيل بن ابى طالب و معاويه

احمد بن سعيد از زبير ، از عمويش ، مصعب بن عبد الله ، از مصعب برايم گفت : معاويه به عمرو بن عاص گفت : مردم چشمهايشان را خيره كرده و گردنهايشان را به سوى خاندان عبد المطلب دراز كرده‌اند . چه مىشود به مردى از آنان كه فقير و ناتوان باشد ، نظرى بيندازيم و از او دلجويى و استمالت كنيم ؟ عمرو گفت : آن فرد مىتواند عقيل بن ابيطالب باشد . صبح هنگام كه مردم جمع شدند ، عقيل بر معاويه وارد شد . معاويه به او گفت « 1 » : اى ابا يزيد « 2 » ، نزد تو من بهتر هستم يا على ؟ عقيل گفت : تو براى ما از على بهترى ، اما على از تو براى خودش بهتر است . « 3 » معاويه خنديد و عقيل نيز خنديد . سپس معاويه به او گفت : اى ابا يزيد ! براى چه خنديدى ؟ عقيل پاسخ داد : براى اين خنديدم كه امروز چون به نزد تو مىآمدم ، به اصحاب على مىنگريستم و كسى جز مهاجر و انصار و فرزندان آنان را با او همراه نديدم و اكنون نزد تو مىنگرم كه كسى جز فرزندان طلقا « 4 » و بقاياى احزاب « 5 » نمىبينم . معاويه گفت « 6 » : اى شاميان ! آيا دانستيد اين فرد
هامش
( 1 ) . سؤال معاويه و جواب عقيل در البيان و التبيين 2 / 326 و عيون الاخبار 2 / 197 آمده است . ( 2 ) . ابو يزيد كنيهء عقيل بن ابى طالب است . ( 3 ) . در البيان و التبيين آمده است : برادرم براى من در دين بهتر است و تو برايم در دنيا . در عيون الاخبار آمده است : برادرم خبرش براى خود و شرش براى من است ، اما شر تو براى خود ، و خيرت براى من است . ( 4 ) . منظور از طلقا ، كسانى هستند كه پس از فتح مكه مسلمان شدند و پيامبر ( ص ) آنان را بخشيد و در راه خدا آزاد و به آنها فرمود : « اذهبوا ، انتم طلقاء » . - م ( 5 ) . منظور از بقاياى احزاب ، كسانى هستند كه در غزوهء خندق عليه پيامبر ( ص ) جنگيدند و تا روز آخر ( فتح مكه ) مسلمان نشدند . - م ( 6 ) . جز منابع قبلى ، رك : ذخاير العقبى از محب الطبرى 222 .