تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المستجاد من كتاب الأرشاد ( نگاهى بر زندگى دوازده امام ' ع '" ) ( فارسى ) " — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
سپس ( معناى آيه را توضيح داد و ) فرمود : ترس از شاهان بنى فلان ( بنى عباس ) گرسنگى از گرانى قيمتها و كمبود اموال ، از كساد و ركود تجارت و بهرهء اندك از آن و كاهش ميوه‌ها و محصول به خاطر خشكى زمين و كمى بركت ميوه‌ها . سپس دنبال آيهء فوق را خواند :
وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ ؛
« و به صابران مژده بده » مژده از اينكه در آن هنگام ، حضرت قائم ( عليه السّلام ) به زودى خروج كند . « 1 » 11 - « منذر جوزى » مىگويد : از امام صادق ( عليه السّلام ) شنيدم فرمود : « مردم در آستانهء قيام حضرت قائم ( عليه السّلام ) از گناه دست مىكشند به خاطر آتشى كه در آسمان آشكار شود ، و سرخىاى كه سراسر صفحهء آسمان را فرا گيرد و فرو رفتن زمين در بغداد و در بصره و خونريزى و خرابى خانه‌ها در بصره و نابودى مردم آن و ترس همگانى بر عراق كه مردمش را پريشان و نگران كند » .

سال و روز قيام قائم ( ع )

در مورد آن سالى كه حضرت قائم ( عليه السّلام ) قيام مىكند و همچنين در مورد روز
هامش
( 1 ) - مترجم گويد : گاهى شنيده مىشود كه بعضى مىگويند : يكى از علايم ظهور ، جنگ جهانى سوّم است ، گرچه اين عنوان در روايات نيامده ، ولى مىتوان از بعضى از متون ، نظير آن را استفاده كرد ، به عنوان نمونه در روايات آمده : در محضر امام صادق ( عليه السّلام ) سخن از ظهور حضرت قائم ( عليه السّلام ) به ميان آمد ، آن حضرت فرمود : « لا يكون هذا الامر حتّى تذهب ثلثا النّاس ؛ اين موضوع تحقّق نمىيابد تا دو سوّم مردم ، نابود شوند » . شخصى پرسيد : در اين صورت ، كسى باقى نمىماند ؟ امام صادق ( عليه السّلام ) فرمود : « آيا شما نمىخواهيد كه جزء باقيماندگان ( گروه سوّم ) باشيد ؟ » ، ( اكمال الدّين ، ج 2 ، ص 656 ) . و نيز از امام باقر ( عليه السّلام ) نقل شده است كه فرمود : « در آستانهء ظهور حضرت قائم ، دو مرگ وجود دارد : 1 - مرگ سرخ با شمشير ( و جنگ ) 2 - مرگ سفيد به وسيلهء بيمارى طاعون . و گسترش مرگ به اندازه‌اى است كه از هر هفت نفر ، پنج نفر مىميرند » . و امام على ( عليه السّلام ) فرمود : « مهدى ( عليه السّلام ) وقتى خروج مىكند كه يك سوّم مردم جهان مىميرند و يك سوّم آنان در جنگ كشته مىشوند و يك سوّم ، باقى مىمانند » ، ( شرح در كتاب : الامام المهدى ، من المهد الى الظّهور ، تأليف سيد محمد كاظم قزوينى ، ص 398 ) .