سرپرستى او از امّت ، بعد از پدرش ، بيست سال بود .
چند نمونه از دلايل امامت حضرت رضا ( ع )
1 - تصريح و اشارات امام كاظم ( عليه السّلام ) بر امامت حضرت رضا ( عليه السّلام ) ؛ اين مطلب را جمع كثيرى نقل كردهاند از جمله از اصحاب نزديك و مورد اطمينان و صاحبان علم و تقوا و فقهاى شيعيان ( امام كاظم ( عليه السّلام ) ) كه به نقل آن پرداختهاند ، عبارتند از :
داوود بن كثير رقّى ، محمّد بن اسحاق بن عمّار ، علىّ بن يقطين ، نعيم قابوسى و افراد ديگر كه ذكر آنان به طول مىانجامد .
« داوود رقّى » مىگويد : به ابا ابراهيم ( امام كاظم ( عليه السّلام ) ) عرض كردم : فدايت شوم ! سنّ و سالم زياد شده و پير شدهام ، دستم را بگير و از آتش دوزخ مرا نجات بده ، بعد از تو صاحب اختيار ما ( يعنى امام ما ) كيست ؟
آن حضرت اشاره به پسرش امام رضا ( عليه السّلام ) كرد و فرمود : « هذا صاحبكم من بعدى ؛ امام شما بعد از من اين پسرم مىباشد » .
2 - « محمّد بن اسحاق » مىگويد : به ابو الحسن اوّل ( امام كاظم ( عليه السّلام ) ) عرض كردم : آيا مرا به كسى كه دينم را از او بگيرم ، راهنمايى نمىكنى ؟
در پاسخ فرمود : « ( آن راهنما ) اين پسرم على ( عليه السّلام ) است » روزى پدرم ( امام صادق ( عليه السّلام ) ) دستم را گرفت و كنار قبر پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) برد و به من فرمود : « پسر جان ! خداوند متعال ( در قرآن ) مىفرمايد :
. . . إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً . . . ؛
من در روى زمين جانشين و حاكمى قرار خواهم داد ، « 1 » خداوند وقتى سخنى مىگويد و وعدهاى مىدهد ، به آن وفا مىكند » . « 2 »
3 - « نعيم بن صحاف » مىگويد : من و هشام بن حكم و علىّ بن يقطين در بغداد
هامش
( 1 ) - سورهء بقره ، آيهء 30 .
( 2 ) - بنابراين ، طبق سنّت الهى ، هميشه بايد در زمين خليفهء خدا وجود داشته باشد كه او امام بر مردم است .