تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المستجاد من كتاب الأرشاد ( نگاهى بر زندگى دوازده امام ' ع '" ) ( فارسى ) " — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
5 - و همچنين دلايل عقلى ( كه قبلا ذكر شد ) بيانگر صدق امامت آن حضرت است ؛ زيرا به حكم عقل ، امام بايد برترين فرد امّت باشد و امام صادق ( عليه السّلام ) برترين فرد بود ؛ چون برترى او در علم و زهد و عمل ، بر همهء مردم و بر برادران و پسر عموهايش آشكار بود . و نيز به حكم عقل ، امامت براى كسى كه داراى مقام عصمت ، همچون عصمت پيامبران نيست ، باطل و بىاساس است و همچنين كسى كه در علم و دانش ، كامل نيست شايستگى مقام امامت را ندارد . و پر واضح بود كه مدّعيان امامت در عصر آن حضرت ، نه داراى مقام عصمت بودند و نه به كمال علم در جهت دين رسيده بودند و همين مطلب دليل انحصار امامت به وجود امام صادق ( عليه السّلام ) مىباشد ؛ زيرا در هر زمانى به وجود امام معصوم ( رهبرى كه گناه و اشتباه نكند ) نياز است ، طبق آنچه كه قبلا ذكر شد . 6 - و نيز معجزاتى كه مطابق نقل راويان به وسيلهء امام صادق ( عليه السّلام ) بروز كرده ، بيانگر صدق امامت او و حقّانيت اوست و حاكى از بطلان ادّعاى ديگر مدّعيان امامت مىباشد .

به عنوان نمونه

« ابو بصير » مىگويد : « به مدينه رفتم و با كنيزك خود همبستر شدم ، سپس از خانه بيرون آمدم كه به حمّام ( براى غسل جنابت ) بروم ، عدّه‌اى از دوستان را ديدم كه به ديدار امام صادق ( عليه السّلام ) مىروند ، ترسيدم كه آنان از من پيشى گيرند و من توفيق ديدار آن حضرت را نداشته باشم لذا با آنان ( در حال جنابت ) به راه افتادم تا به محضر امام صادق ( عليه السّلام ) رسيديم ، وقتى در برابرش قرار گرفتم ، نگاهى به من كرد و فرمود : « اى ابا بصير ! آيا نمىدانى كه براى شخص جنب روا نيست به خانه‌هاى پيامبران يا به خانه‌هاى فرزندان پيامبران بروند ؟ ! » شرمگين شدم و عرض كردم : « اى فرزند رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله ) جمعى از دوستان به