او فرو ريخت و او از آن خورد « 1 » ولى من وارد خانهء خدا شدم ، و از ميوهها و غذاهاى بهشتى كه در آنجا بود خوردم ، و هنگامى كه خواستم از داخل كعبه بيرون آيم ، هاتفى ندا داد :
يا فاطمة ! سمّيه عليّا فهو علىّ . . .
: « اى فاطمه ! نام كودكت را على بگذار ، او على ( يعنى داراى مقام عالى ) است ، و خداوند علىّ أعلى مىفرمايد : « من نام او را از نام خودم اقتباس كردم ، و او را با آداب خودم تربيت نمودم ، و او را بر مسائل مشكل علمى خودم آگاه ساختم ، او كسى است كه بتها را در خانهام ( در درون كعبه ) مىشكند ، و بر بالاى بام كعبه اذان مىگويد ، و مرا تقديس و تمجيد مىكند » .
فطوبى لمن احبّه و اطاعه ، و ويل لمن ابغضه و عصاه
: « خوشا به سعادت آن كس كه او را دوست بدارد ، و از او اطاعت و پيروى كند ، و واى بر كسى كه با او دشمنى كند و از او نافرمانى نمايد » .
هامش
( 1 ) آيات 22 تا 26 سورهء مريم .