عرض كردم : « فلسفهء غيبت آن حضرت چيست ؟ ! » .
فرمود : حكمت غيبت او ، همان حكمت غيبت حجّتهاى خداوند ( پيامبران و . . . ) در گذشته است ، و اين حكمت براى ما كشف نمىشود ، مگر بعد از ظهور آن حضرت ، چنان كه حكمت كارهاى خضر عليه السّلام [ در داستان موسى و خضر عليهما السّلام كه در سورهء كهف آمده است ] در مورد سوراخ كردن كشتى ، و كشتن پسر بچّه ، و ساختن ديوار ، براى موسى عليه السّلام آشكار نشد ، مگر بعد از جدائى آن دو ( موسى و خضر عليهما السّلام ) .
اى پسر فضل ! موضوع غيبت امام مهدى عليه السّلام ، امرى از امور خدا ، و رازى از رازهاى خدا ، و غيبى از غيوب الهى مىباشد ، و وقتى كه ما دانستيم كه خداوند حكيم است ، تصديق مىكنيم كه همهء كارهاى او ، از روى حكمت است ، اگر چه وجه حكمت آن ، براى ما روشن نباشد » .
2 - حنّان بن سدير از پدرش نقل مىكند كه گفت : امام صادق عليه السّلام فرمود : « براى قائم ما ، غيبتى است كه مدّت آن طولانى است » .
عرض كردم : « اى فرزند رسول خدا ! ، علّتش چيست ؟ » .
فرمود : خداوند متعال ، امتناع دارد ، مگر اينكه سنّتهاى پيامبران را كه در مورد غيبت آنها رخ داده ، در قائم آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله جارى سازد .
اى پسر سدير ! چارهاى نيست مگر اينكه او ( حضرت مهدى عجّل اللّه فرجه ) مدّت غيبت پيامبران را كامل كند ، خداوند در قرآن ( آيه 19 سورهء انشقاق ) مىفرمايد :
لَتَرْكَبُنَّ طَبَقاً عَنْ طَبَقٍ
: « يعنى : شما هم داراى سنّتهائى از سنّتهاى پيشينيان خواهيد بود » [ حوادث تلخ و شيرين پيشينيان براى شما نيز رخ مىدهد ] « 1 » .
3 - ابن ابى عمير به سند خود از يكى از اصحاب نقل كرده كه گفت از امام صادق عليه السّلام پرسيدم : « چرا امير مؤمنان على عليه السّلام در آغاز ( بعد از
هامش
( 1 ) در معنى اين آيه ، احتمالات مختلفى داده شده است ، و ممكن است هر كدام ، مصداقى از معنى آيه باشد ، معنى فوق ، يكى از مصاديق روشن آيهء مذكور است ( مترجم ) .