به محضر امام صادق عليه السّلام رفتم ، در محضرش نشسته بودم ، ناگاه حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام كه در آن هنگام كودك بود ، وارد شد ، برخاستم و او را بوسيدم و نشستم ، امام صادق عليه السّلام به من فرمود : « اى ابراهيم ! بدان كه اين ( اشاره به موسى بن جعفر عليه السّلام ) بعد از من ، صاحب ( امام ) تو است ، قومى در رابطه با او به هلاكت مىرسند ، و قوم ديگر به خاطر او سعادتمند مىشوند ، خداوند قاتل او را بكشد ، و بر عذاب روح قاتلش بيفزايد ، بدان كه خداوند در صلب او ، بهترين فرد انسانها در عصرش [ يعنى حضرت رضا عليه السّلام ] را خارج مىسازد ، او همنام جدّش ( حضرت على عليه السّلام ) ، و وارث علم و احكام و فضائل او است ، معدن امامت ، و سرچشمهء حكمت مىباشد ، او را سركش بنى فلان پس از ديدن عجائبى از او به قتل مىرساند ، بر اثر حسادتى كه نسبت به او دارد ، ولى خداوند - گرچه مشركان نپسندند - امر خود را به مقصد مىرساند ، خداوند از صلب او بقيّه دوازده امام [ از امام جواد تا امام مهدى عليهم السّلام ] را خارج مىسازد ، خداوند آنها را به كرامت خود ، اختصاص داده ، و در خانهء مقدّسش جايگزين نموده است ، آن كس كه به امامت دوازدهمين نفر آنها [ حضرت مهدى عجّل اللّه فرجه ] اقرار كند ، مانند كسى است كه شمشير را كشيده و در ركاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با دشمنانش مىجنگد و از حريم آن حضرت ، دفاع مىكند » .
در اين هنگام يكى از غلامان بنى اميّه وارد مجلس شد ، و گفتار امام صادق عليه السّلام قطع گرديد .
يازده بار ديگر به محضر امام صادق عليه السّلام رفتم به اين قصد كه كلام خود را تمام كند و من بشنوم ، ولى توفيق حاصل نشد ، تا اينكه در سال آينده ، نزد آن بزرگوار رفتم و نشستم ، فرمود : « او [ دوازدهمين نفر ( امام ) ] كسى است كه بعد از تنگى سخت ، و بلاى طولانى و بىتابى و ترس ( شيعيان ) ، گشايشى به آنها مىدهد ، و آنها را از اين گرفتارىها رهائى مىبخشد ، خوشا به سعادت كسى كه اين زمان را درك كند . اى ابراهيم ، همين مقدار براى تو بس است » .
أنوار البهية ( نگاهى بر زندگى چهارده معصوم ع ) ( فارسى ) — صفحة 579
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٥٧٩