انگور « 1 » در آن ديد ، از آنها ميل فرمود تا سير شد ، و آب هم آشاميد ، سپس دست خود را براى شستشو دراز كرد ، جبرئيل آب بر دست مباركش ريخت ، و ميكائيل شستشو داد ، و اسرافيل با دستمالى دست آن حضرت را خشك كرد ، سپس باقيماندهء غذا با ظرف آن به سوى آسمان بالا رفت ، آنگاه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله براى اداى نماز [ نافله ] برخاست .
جبرئيل نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آمد و گفت : اكنون نماز بر تو حرام است « 2 » تا به خانه نزد خديجه عليها السّلام به روى و با او همبستر شوى ، زيرا خداوند با خود عهد كرده كه در اين شب ، از صلب تو فرزندانى پاك بيافريند . در اين هنگام پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پس از چهل روز كنارهگيرى برخاست و به سوى خانهء خديجه عليها السّلام روانه گرديد .
2 - خاطرهء جالب آن شب ، از زبان خديجه [ س ]
عليها السّلام خديجه عليها السّلام مىگويد : من در اين مدّت ، به تنهائى انس گرفته بودم ، وقتى شب مىشد ، سرم را مىپوشاندم و پرده را مىآويختم ، و در خانه را مىبستم و نماز خود را مىخواندم ، و چراغ را خاموش نموده و به بستر براى استراحت مىرفتم ، ولى در آن شب نه خواب بودم و نه بيدار كه ناگهان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آمد ، و حلقهء در را زد و صدا زدم : « كوبندهء در كيست ، كه جز محمّد صلّى اللّه عليه و آله كسى آن را نمىكوبد ؟ » .
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله با بيان شيرين و كلام دلنشين فرمود : « اى خديجه ! در را باز كن ، من محمّد صلّى اللّه عليه و آله هستم » .
هامش
( 1 ) شايد اختصاص به « خرما و انگور » به خاطر منافع بسيارى است كه در اين دو وجود دارد . و شايد انتخاب اين دو ميوه ، اشاره به كثرت نسل فاطمه عليها السّلام و كثرت بركات اين نسل است ، به علاوه درختهاى اين دو ميوه ، از زيادى گل آدم عليه السّلام آفريده شدهاند ( مترجم ) .
( 2 ) ظاهر اين است كه منظور ، نماز نافله است ، زيرا آن حضرت ، نماز واجب خود را قبل از افطار ، انجام مىداد ( مؤلّف ) .