خود ، حلال نمودهاند » .
12 - سخن عميق خليفهء عبّاسى پيرامون شكوه مرقد امام حسن عسكرى و پدرش عليهما السّلام
على بن عيسى اربلى ( صاحب كشف الغمّه ) مىنويسد : بعضى از اصحاب براى من حكايت كرد كه : مستنصر ( سى و ششمين خليفهء عبّاسى ) [ متوفّى 640 ه ق ] يك بار به شهر سامرّاء رفت ، در آنجا كنار قبر امام هادى و امام حسن عسكرى عليهما السّلام براى زيارت ، روانه شد ، سپس از آنجا كنار قبر خلفاى بنى عبّاس از پدران و خاندانش رفت ، ديد قبر آنها در زير يك قبّهء ويران شده ، قرار دارد ، كه باران بر آن مىباريد و فضلهء پرندگان در هر جاى آن ديده مىشد ، ( و من هم آنجا را به همين وضع ديدهام ) .
شخصى به خليفه گفت : « شما با اينكه خلفاى روى زمين و شاهان دنيا هستيد ، و همهء امور در اين جهان به دست شما است ، ولى اين قبرهاى پدران شما با اين وضع ( كثيف و حقير ) است ، كسى به زيارتشان نمىرود ، و كسى از آنها ياد نمىكند ، ولى قبرهاى علويان همان گونه است كه مىبينى : با پردهها و قنديلها ، و چراغها و فرشها و زيلوها آراسته گشته ، داراى خادم و فرّاش ، و شمع و عود و ساير چيزها است ؟ » .
خليفه در پاسخ گفت :
هذا امر سماوىّ لا يحصل باجتهادنا . . .
: « اين موضوع ، يك امر آسمانى و ملكوتى است و با كوشش ما به دست نمىآيد ، و اگر ما مردم را به توجّه نمودن به قبور پدرانمان ، وادار كنيم ، نمىپذيرند و انجام نمىدهند » .
آرى ، بايد گفت كه خليفه ، پاسخ درستى داد ، زيرا اعتقادات ، با تحميل و اجبار ، حاصل نمىگردد ، و كسى قادر نيست كه عقايد قلبى را به مردم تحميل نمايد .
[ پايان نور سيزدهم ]