7 - تصريح امام حسن عسكرى عليه السّلام به امامت حضرت مهدى ( عج ) و وكالت عثمان بن سعيد
شيخ على اسدآبادى ( ره ) در كتاب « المقنع » نقل مىكند : امام حسن عسكرى عليه السّلام به امامت فرزندش ، خلف صالح ، حضرت مهدى عليه السّلام تصريح فرمود ، و « عثمان بن سعيد عمرى » ، را كه واسطهء بين خود و شيعيانش ، در حياتش بود وكيل خود قرار داد ، پس از آنكه آن حضرت ، در ساعات آخر عمر قرار گرفت ، به عثمان بن سعيد دستور داد تا شيعيان را جمع كند . شيعيان در حضور امام حسن عسكرى عليه السّلام اجتماع كردند ، امام حسن عسكرى عليه السّلام به آنها فرمود : « همانا فرزندم ، پس از من ، صاحب امر امامت است ، و ابو محمّد ، عثمان بن سعيد ، وكيل و با او ( حضرت مهدى عليه السّلام ) و سفير بين او و شيعيان مىباشد ، هر كس سؤال و نيازى دارد ، نزد عثمان بن سعيد برود » ، چنان كه در زمان حيات آن حضرت ، به نزد او مىرفت ، و امام حسن عسكرى عليه السّلام در آن هنگام ، كنيزان خود را به او سپرد .
8 - كارشكنىهاى بىنتيجهء جعفر كذّاب
وقتى امام حسن عسكرى عليه السّلام وفات كرد ، برادرش جعفر ( كذّاب ) اعلام و ادّعا كرد كه من امام هستم ، و براى اينكه به مقصود خود برسد ، پولى را نزد معتمد عبّاسى ( پانزدهمين خليفهء عبّاسى ) داد كه اين خبر شايع شد .
وزير معتمد عبّاسى ، به جعفر گفت : متوكّل و غير او ، تصميم گرفتند تا دين برادرت ( امام حسن عسكرى عليه السّلام ) را نسخ و نابود نمايند ، ولى به چنين مقصودى نرسيدند ، تو شيعيان برادرت را به سوى خود دعوت كن ، و آنها را پيرو خود نما » .
ولى جعفر ( هر چه در اين جهت تلاش و حيله نمود ) به مقصود نرسيد .
سرانجام در مورد كنيزان برادرش ( امام حسن عسكرى عليه السّلام ) سعايت كرد