تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار البهية ( نگاهى بر زندگى چهارده معصوم ع ) ( فارسى ) — صفحة 510

مساهمون:

ص٥١٠
قاضى ، ثابت گرديد . و در تمام اين اوقات ، خليفه همچنان در جستجوى فرزند امام حسن عسكرى عليه السّلام بود . احمد بن عبيد اللّه بن خاقان مىافزايد : در اين بين ، پس از تقسيم ارثيّهء امام حسن عسكرى عليه السّلام ، برادرش جعفر نزد پدرم ( عبيد اللّه ) آمد و گفت : « مقام و درجه پدرم ( امام هادى عليه السّلام ) و برادرم ( امام حسن عسكرى عليه السّلام ) را به من بده ، در عوض هر سال دويست هزار دينار براى تو مىفرستم » . پدرم ، بر او خشم كرد و جلو زبان او را گرفت ، و دشنامش داد و به او گفت : « اى احمق ! خليفه ، شمشير و تازيانه‌اش را به دست گرفت ، تا آنان را كه پدر و برادر تو را امام خود مىدانستند ، از اين عقيده بازگرداند ، نتوانست ، و توفيق نيافت تا آنها را از اين عقيده برگرداند ، و كوشش فراوان كرد تا پدر و برادرت را از اين مقام ( امامت ) كنار زند ، به مقصود نرسيد ، اگر تو واقعا در نزد شيعيان پدر و برادرت ، امام هستى ، ديگر نيازى ندارى تا خليفه و غير خليفه مقام آنها را براى تو فراهم سازند ، و اگر در نزد آنها ، چنين مقامى ندارى ، به وسيلهء خليفه و ديگران ، نمىتوانى به آن مقام دست يازى » . در اين هنگام پدرم ، جعفر را از خانه طرد كرد و كوچكش شمرد ، و به دربانان دستور داد كه اجازهء ورود به جعفر ندهند ، و اين دستور همچنان ادامه داشت تا پدرم مرد ، و ما از شهر سامرّاء بيرون آمديم ، و جريان همچنان ادامه داشت و خليفه در جستجوى يافتن فرزند حضرت حسن عسكرى عليه السّلام بود ، و اين موضوع تاكنون ادامه دارد .

6 - حضرت مهدى عليه السّلام در بالين پدر ، هنگام وفات پدر

شيخ طوسى ( ره ) از ابو سهل اسماعيل بن على نوبختى روايت كرده : آن هنگام كه امام حسن عسكرى عليه السّلام در بستر بيمارى بود ، و ساعات آخر