تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار البهية ( نگاهى بر زندگى چهارده معصوم ع ) ( فارسى ) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
جنازهء مطهّر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله حاضر نبودند ، و اين به خاطر كشمكش و گفتگوئى بود كه بين مهاجرين و انصار دربارهء خلافت و جانشينى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پيش آمده بود . از اين رو نماز بر جنازهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نيز از بيشتر آنان فوت گرديد . [ و باز بايد گفت : افّ بر تو اى روزگار ! كه به خاطر رياست دنيا ، حتّى افرادى در خاكسپارى جنازه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سرباززدند و نمازشان فوت شد ، با اينكه ادّعاى مسلمانى مىكردند ! ! ] . در آن روز ، فاطمه عليها السّلام از شدّت اندوه فرياد مىزد : وا سوأة صباحاه ! : « واى از بدى اين روز ، و چه بد بامدادى كه در زندگيم رخ داد ! » أبو بكر اين سخن را شنيد و به فاطمه عليها السّلام گفت : « براستى كه روز تو ، بد روزى است » . ابن عبد ربّه ( دانشمند معروف اهل تسنّن ) در كتاب « العقد الفريد » از انس بن مالك نقل مىكند كه گفت : هنگامى كه از خاكسپارى جنازهء مطهّر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فارغ شديم ، فاطمه عليها السّلام به سوى من آمد و فرمود : « اى انس ! چگونه دل شما قبول كرد كه خاك بر چهرهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بريزيد ؟ » سپس فاطمه عليها السّلام صدا به گريه بلند كرد و فرياد زد :
يا أبتاه ! اجاب ربّا دعاه * يا أبتاه ! من ربّه ما ادناه
: « اى پدر جان ! كه دعوت حقّ را اجابت كرد ، اى پدر جان كه پروردگارش او را به نزد خود برد » . [ پايان نور اوّل ]