و مسألهء دفن ، چنين آمده است :
و لقد علم المستحفظون من اصحاب محمّد صلّى اللّه عليه و آله . . .
: « اصحاب و ياران محمّد صلّى اللّه عليه و آله كه حافظان و نگهبانان اسرار او هستند ، به خوبى مىدانند كه من حتّى يك لحظه به معارضه ( با فرمانها و احكام ) الهى و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله برنخاستهام ، بلكه با جانبازى در صحنههاى نبردى كه قدمهاى شجاعان مىلرزيد و فرار را بر قرار اختيار مىكردند ، با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مواسات نمودم ، و اين شجاعتى است كه خداوند مرا به آن گرامى داشته است .
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در حالى كه سرش بر سينهام قرار داشت ، قبض روح گرديد » .
و لقد سالت نفسه في كفّى و امررتها على وجهى : « و جانش در دستم جريان يافت ، و آن را به چهرهام كشيدم » .
من عهدهدار غسل دادن آن حضرت شدم ، فرشتگان مرا در اين امر يارى نمودند ، و گويا در و ديوار خانهاش شيون مىنمودند . گروهى ( از فرشتگان ) به زمين مىآمدند ، و گروهى به آسمان مىرفتند . گوشم از صداى آهستهء آنان كه بر آن حضرت نماز مىخواندند خالى نمىشد ، تا آنگاه كه او را در ضريح خود ، به خاك سپرديم . بنابراين چه كسى به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در هنگام زندگى و مرگ از من سزاوارتر است » .
مؤلّف گويد : گاهى گفته مىشود كه منظور از جمله « سيلان نفس » كه در بالا ذكر شد ، وزيدن آخرين نفس در هنگام قطع نفسها است ، و بعضى گفتهاند منظور از « نفس » ، خون پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است ، چرا كه گفته شده : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله هنگام وفات ، خون اندكى قى كرد ، و على عليه السّلام آن را گرفت و به چهرهاش كشيد ، خداوند به معنى حقيقى اين جمله آگاهتر است .
20 - ناگوارى شديد روز رحلت پيامبر [ ص براى فاطمه س ] صلّى اللّه عليه و آله براى فاطمه عليها السّلام
شيخ مفيد ( ره ) [ در كتاب ارشاد ] نقل مىكند : بيشتر مردم در خاكسپارى