تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار البهية ( نگاهى بر زندگى چهارده معصوم ع ) ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
صادق عليه السّلام ) از دنيا رفت . ابو حمزه تا اين خبر را شنيد ، جيغ كشيد ، و سپس دستش را بر زمين كوبيد ، و آنگاه از آن اعرابى پرسيد : « آيا از آن حضرت وصيّتى شنيده‌اى ؟ » [ آيا او براى خود ، وصىّ تعيين كرد ؟ ] . او گفت : « آرى ، او به پسرش عبد اللّه ، و به پسرش موسى عليه السّلام ، و به منصور ( دوانيقى ) وصيّت كرد » . ابو حمزه گفت : « حمد و سپاس خداوند را كه ما را گمراه نكرد ، دلّ على الصّغير ، و بيّن على الكبير ، و ستر الامر العظيم . آنگاه ابو حمزه برخاست و كنار قبر امير مؤمنان عليه السّلام رفت ، و در آنجا نماز خواند ، ما هم نماز خوانديم ، سپس ابو حمزه نزد ما آمد ، من به او گفتم : « آنچه را [ اكنون خبر از شهادت امام صادق عليه السّلام ] گفتى ، براى من توضيح بده » . ابو حمزه گفت : « امام صادق عليه السّلام بيان كرد كه پسر بزرگش ( عبد اللّه ) ناقص الخلقه است [ زيرا از نظر جسمى و دينى ناقص بود ، و همه مىدانستند كه وصىّ امام ، او نيست ] و راهنمائى به فرزند كوچك نمود به اينكه او را در وصيّت با فرزند بزرگ ( عبد اللّه ) داخل نمود ، و نام منصور را ذكر كرد ، و به اين ترتيب امر عظيم ( امامت ) را پنهان نمود [ زيرا همه مىدانستند كه منصور ، وصىّ آن حضرت نيست ، بلكه آن حضرت منصور را از روى تقيّه نام برده است ] كه اگر منصور بپرسد : وصىّ جعفر بن محمّد الصّادق ، كيست ؟ گفته شود : « خودت هستى » « 1 » .

5 - نوشتهء روى سنگ قبر

مسعودى [ مورّخ معروف ] مىنويسد : امام صادق عليه السّلام با پدرش امام
هامش
( 1 ) به عبارت روشنتر ؛ امام صادق عليه السّلام در شرائط سخت و سانسور حكومت منصور ، با يك طرح و تاكتيك ماهرانه ، وصىّ حقيقى خود را به شيعيان معرفى كرد ، اسم سه نفر را برد ، كه نزد شيعيان مسلّم بود كه عبد اللّه و منصور ، وصىّ حقيقى او نيستند ، پس حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام وصىّ و امام بعد از او است ، و با اين طرح منصور را از آزار و عكس العمل‌هاى طاغوتى ، رام نمود ( مترجم ) .
أنوار البهية ( نگاهى بر زندگى چهارده معصوم ع ) ( فارسى ) — صفحة 269 | الشيخ عباس القمي / اشتهاردى