[ لقب ديگر ابو بصير ] اگر امام صادق عليه السّلام را هنگام مرگ مىديدى ، چيز عجيبى مشاهده مىنمودى ؛ چشمهاى خود را گشود و فرمود : بستگانم را حاضر كنيد ، ما همهء آنها را حاضر كرديم ، به آنها نگاه كرد و فرمود :
انّ شفاعتنا لا تنال مستخفّا بالصّلاة
: « همانا شفاعت ما به كسى كه نماز را سبك بشمرد ، نرسد » .
4 - معرّفى وصىّ امام صادق عليه السّلام
قطب راوندى ( ره ) از داود بن كثير رقّى نقل مىكند كه گفت : شخصى از خراسان كه او را « ابو جعفر » مىخواندند ، عازم كوفه شد ، جماعتى از مردم خراسان نزد او اجتماع كردند و از او درخواست نمودند : اموال و متاعى را با خود ببرد [ تا به امام صادق عليه السّلام برساند ] و همچنين مسائلى در فتوا و مشورت را ( در رابطه با امامت ) بررسى نمايد .
آن مرد خراسانى ، به سوى كوفه حركت كرد ، پس از ورود به كوفه ، براى زيارت مرقد شريف امام على عليه السّلام ، به حرم آن حضرت رفت ، در حرم ، در گوشهاى ، مردى را ديد كه جمعى به گردش حلقه زدهاند ، وقتى كه از زيارت مرقد شريف فارغ شد ، نزد آن جمعيّت رفت ، دريافت كه آنها فقهاى شيعه هستند ، و مسائل خود را از آن شيخ ( كه به گردش حلقه زده بودند ) مىپرسند ، پرسيد اين شيخ كيست ؟
گفتند : او « ابو حمزهء ثمالى » « 1 » است .
آن مرد خراسانى مىگويد : در اين هنگام كه نزد ابو حمزه نشسته بوديم ، شخصى اعرابى به آنجا آمده و گفت : من از مدينه مىآيم ، جعفر بن محمد ( امام
هامش
( 1 ) ثابت بن دينار ، معروف به « ابو حمزهء ثمالى » صاحب دعاى معروف ، كه در سحرهاى ماه رمضان خوانده مىشود ، از پارسايان و شخصيّتهاى برجسته و مورد وثوق ، از اهالى كوفه است . حضرت رضا عليه السّلام او را به سلمان فارسى ، تشبيه نمود ، و فرمود : او در خدمت چهار نفر از ما [ امام سجّاد عليه السّلام تا امام كاظم عليه السّلام ] بود . وى به سال 150 ه ق از دنيا رفت - شرح در كتاب الكنى و الألقاب ، ج 2 ، ص 132 ( مترجم )