السّلام به او نهيب زد : « بازگرد ! خدا تو را لعنت كند » .
ابليس گفت : اى جبرئيل ! يك سؤال از تو دارم ، اين حادثه كه از امشب ، در زمين رخ داده چيست ؟
جبرئيل در جواب گفت : « محمّد صلّى اللّه عليه و آله چشم به جهان گشوده است » .
ابليس گفت :
هل لي فيه نصيب : « آيا من در او بهرهاى دارم ؟ » [ مىتوانم او را فريب دهم ؟ ]
جبرئيل فرمود : « نه » .
ابليس گفت :
ففي امّته : « آيا در امّت او راه نفوذ و بهرهگيرى دارم ؟ »
جبرئيل فرمود : آرى .
ابليس گفت :
رضيت : « به همين مقدار راضى شدم » .
اشعارى در شأن ولادت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله
بدا بمولده المسعود طالعه * بدر الهدى و اختفت فيه الاضاليل
و زال عن رأس كسرى التّاج حين علا * من فوق بهرام للايمان اكليل
بخاتم الرّسل قد زلّت اساوره * فعرشه بعد كرسى الملك مشلول
سبحان من خصّ بالاسراء رتبته * بقربه حيث لا كيف و تمثيل
بالجسم اسرى به و الرّوح خادمه * له من اللّه تعظيم و تبجيل
له البراق جواد و السّماء * طرق مسلوكة و دليل السّير جبريل
له شريعة حقّ للهدى و له * شريعة فى النّدى من دونها النّيل